وحى رسيد كه به او بگو كه ما مدتهاست كه تو را گرفتهايم و تو خودت خبر ندارى .
همين كه اساساً ما هيچ اشكالى در كار تو به وجود نمىآوريم اين بدترين عقوبتهاست كه نمىخواهيم تو رويت به طرف ما بيايد .
اين ، اخذ تدريجى است و در تعبير قرآن « استدراج » آمده است و يكى از بدترين عقوبتهاست ، چون مجال و فرصت توبهكردن را از انسان مىگيرد ، يعنى انسان مىرسد به حالى كه لطف و عنايت خداى متعال ، ديگر به هيچ نحو شامل حال او نمىشود و انسان اين مقدار شايستگى ندارد كه خدا او را با يك گرفتارى متوجه خودش كند .
« فَذَرْنى وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَديثِ » بگذار مرا و مردمى كه اين حديث و سخن و اين حقايق را دروغ مىپندارند ؛ اينها را در همين دنيا مىگيريم ، اما طورى مىگيريم كه خودشان هم نمىدانند گرفته شدهاند ، عكسش را خيال مىكنند : « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمونَ » تدريجاً و درجه به درجه اينها را مىگيريم از راهى كه خودشان نمىدانند . اينكه مىگويند مكر الهى ، نه مكر به آن معناست كه يك انسان دربارهء انسان ديگر مكر مىكند ، بلكه كارى است كه نتيجهاش نظير نتيجهء يك مكر است ؛ يعنى به طور پنهان و ناآشكار مىگيريم . وَ يَمْكُرونَ وَ يَمْكُرُ اللَّه « 1 » ، وَ مَكَروا وَ مَكَرَ اللَّه « 2 » . در همين جا هم كلمهء « كيد » دارد : « وَ امْلى لَهُمْ انَّ كَيْدى مَتينٌ » مهلتشان مىدهيم ، كيد و مكر ما خيلى با متانت و حكيمانه است . تا اينجا قسمتى از اين مطلب بود .
سخن حضرت زينب به يزيد
چون فردا روز ولادت حضرت سيدالشهداء سلاماللَّه عليه است اين جمله يادم افتاد .
اين مطلب عيناً همان مطلبى است كه حضرت زينب سلاماللَّه عليها در مجلس يزيد به او مىگويد .
در حالى كه آن مرد باد به دماغ خودش انداخته بود و اين موفقيتهاى ظاهرى او را سرمست كرده بود و تدريجاً آن خيال برايش پيدا شده بود و اين شكست ظاهرىِ امام حسين را يك نوع عنايت خدا به خودش تلقى مىكرد ( اگر به عقيدهء او خدايى
هامش
( 1 ) . انفال / 30 .
( 2 ) . آلعمران / 54 .