مقصود آيه اين است كه باغ مانند يك شب ظلمانى و تاريك شد ، و مقصودشان اين است كه آن بلاى آسمانى كه آمد نه تنها ميوهها را از بين برد ، حتى درختها را به كلى از بين برد . البته اين لغت اين نظر را چندان تأييد نمىكند .
« فَتَنادَوْا مُصْبِحينَ » صبح كه شد ، اينها وقتى كه بيدار شدند يكديگر را صدا زدند « انِ اغْدوا عَلى حَرْثِكُمْ » گفتند : فوراً و به عجله « غُدُوّاً » ( صبح زود ) بالاى كشت و زراعت خودتان باشيد ( يعنى چنان برويم كه هنوز صبح زود است ما آنجا باشيم . )
« انْ كُنْتُمْ صارِمينَ » اگر چنين تصميمى داريد كه زود بچينيد . « فَانْطَلَقوا » راه افتادند « وَ هُمْ يَتَخافَتونَ » . « خَفَتَ » به معنى آرام حرف زدن است . در آن آيهء كريمه داريم كه « وَ لاتَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها » « 1 » در قرائت نماز نه داد بزن و نه خيلى آرام تكلم كن .
معناى « خَفَتَ » همان حالت هَمْس است . آرام و درِ گوشى با هم حرف مىزدند .
همينطور كه مىرفتند ، مىگفتند : صدايتان را بلند نكنيد . آرام با همديگر حرف مىزدند ، چرا ؟ « أنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكينٌ » يك وقت يك گدا سر و كلهاش اينجا پيدا نشود .
« وَ غَدَوْا » صبحانه وارد شدند ، فرود آمدند اما بر چه ؟ آنجا داشت « اغْدوا عَلى حَرْثِكُمْ » ، اينجا نقطهء مقابل حرث ، « حَرد » آورده است . قرآن مىگويد : به جاى اينكه بر حرث وارد شوند بر حردى وارد شدند : « وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ » به جاى « حرث » بر « حرد » وارد شدند . سالى كه از باران دادن امتناع و امساك دارد « حارد » يا « حرد » گفته مىشود ؛ حيوانى كه از شيردادن ابا دارد و لگد مىزند « حرد » گفته مىشود ؛ همينطور زمينى كه ابا كند از اينكه چيزى به انسان بدهد و كأ نّه بر صاحب خودش خشم گرفته است كه هر چه او كوشش مىكند از اين زمين چيزى بگيرد اين زمين چيزى به او نمىدهد ؛ يك زمين خشمناك و ممسك . اين زمينى كه تا ديروز حرث بود امروز به صورت يك حرد درآمده است . « وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ » وارد شدند بر چنين زمينى ، زمينى كه گويى قسم خورده است كه يك دانه ميوه به اينها ندهد .
قادِرينَ . كلمهء « قدر » در قرآن به دو معنا اطلاق شده است ؛ بيشتر به همان معنى قدرت اطلاق شده است ؛ يعنى توانايى . معنى ديگرى كه در قرآن اطلاق شده است « قدر » است به معنى اندازهگيرى . در آيهاى هست : « لِيُنْفِقْ ذوسَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ » [ كسى كه
هامش
( 1 ) . اسراء / 110 .