آنها نيست . گفتند : اين باغ ما نيست ، راه را گم كردهايم . كمى دقت كردند ، گفتند نه ، همان است ، يك حادثهاى پيش آمده است . فوراً آن فردى كه فرد معتدلشان بود گفت : نگفتم به شما كه نيتتان را اينقدر كج نكنيد ؟ اين اثر نيت سوء است . بعد قرآن مىگويد كه اينها اظهار توبه كردند و گفتند : اشتباه كرديم .
اين جريان را قرآن اينطور ذكر مىكند ، مىخواهد بفرمايد : ببينيد كه اين غرورِ مال انسان را چه مىكند ، به چه فكرها و انديشهها مىاندازد ! به جاى اينكه شكر منعم را بجا بياورد و شكرانهء اين نعمت ، حق سائلان و محرومان و بيچارگان را بدهد ، چنين نقشهها مىكشد ! اين نمونهاى است از اينكه انسان ، با نعمت - آن هم نعمت مال - مورد آزمايش الهى قرار بگيرد .
بعد مىگويد اينها هم ( سران قريش ) با نعمت مال مورد آزمايش قرار گرفتند ، و اينهمه اخلاق فاسدى كه دارند ريشهاش - اگر درست تحليل و جستجو كنيد - همان حساب دارم دارم است ؛ آن دارم دارم ، اينها را به اينجا رساند .
« انّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا اصْحابَ الْجَنَّةِ » ما اينها را مورد آزمايش قرار داديم ، آنچنانكه صاحبان باغ را مورد آزمايش قرار داديم . ( كلمهء « صاحب » در فارسى به معنى « مالك » گفته مىشود ؛ مىگوييم صاحب اين خانه ، يعنى مالك اين خانه . در اينجا اتفاقاً همين معنا درست است ، ولى كلمهء « صاحب » در زبان عربى معناى وسيعترى دارد . انسان با هر چيزى كه نوعى همراهى داشته باشد ، به آن مىگويند صاحب او ، يار او . اصلًا صاحب يعنى همراه . به مالك هم اگر مىگويند صاحب ، چون نوعى همراهى ميان مالك و مملوك وجود دارد ، و لهذا همراه سفر انسان را مىگويند صاحبِ سفر ، يعنى همراه سفر . ) ما آنها را مورد آزمايش قرار داديم ، همچنان كه قبلًا صاحبان باغ را ، همراهان باغ را ( مقصود در اينجا همان مالكان است : مالكان باغ را ) مورد آزمايش قرار داديم « اذْ أقْسَموا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحينَ » آنگاه كه با يكديگر تبانى كردند و همقسم شدند كه صبح بسيار زود ، بامدادان [ ميوههاى ] اين باغ را بچينند ، كه تا ديگران خبر شدند اينها برده باشند .
« وَ لا يَسْتَثْنونَ » و قسم خوردند كه استثناء نكنند . استثناء يعنى جداكردن . كلمهء « وَ لا يَسْتَثْنونَ » را مفسرين دو جور تفسير كردهاند : يكى اينكه « وَ لايَسْتَثْنونَ » يعنى ( قسم خوردند كه صبحانه بچينند و ) قسم خوردند كه جدا نكنند ، يعنى گفتند همه يكجور كار كنيم ، سهمى براى فقرا جدا نكنيم ؛ اين هم جزء قسمشان بود . ديگر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 597
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٩٧