تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
اينكه چون در زبان عربى « ان شاءاللَّه » گفتن را هم استثناء مىگويند ( مىگويند : استثناء كرد ، يعنى گفت : فلان كار را مىكنم اگر خدا بخواهد . معنايش اين است : مگر اينكه خدا نخواهد ) بعضى گفته‌اند : اينجا مقصود از « وَ لا يَسْتَثْنونَ » اين است كه قسم خوردند و « ان‌شاءاللَّه » نگفتند . ولى ظاهر اين است كه اگر مقصود آن مىبود با صيغهء مضارع نمىآمد كه « وَ لا يَسْتَثْنونَ » ، مثلًا بايد گفته مىشد : « وَ مَا اسْتَثْنَوْا » و « ان‌شاءاللَّه » نگفتند ، يعنى آن‌وقت عطف به « اقْسَموا » مىشد نه عطف به « يَصْرِمُنَّها » . به عبارت ديگر اگر به معناى « ان‌شاءاللَّه » گفتن مىبود ، عطف به « اقْسَموا » بود و بايد ماضى آورده مىشد ، ولى چون مضارع آورده شده علىالظاهر عطف به « يَصْرِمُنَّها » است . پس معناى آيه اين است : قسم خوردند كه صبح بسيار زود ، هنوز كه كسى خبردار نشده ، ميوه‌هاى باغ را بچينند و هيچ چيزى را هم جدا نكنند . « فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ » گذشت بر آن باغ عبوركننده‌اى از جانب پروردگار تو ؛ يعنى اين را خدا فرستاده بود ، يك وسيلهء الهى بود ، يك تسبيب الهى بود ، يك نوع سبب‌سازى الهى بود . آن عبوركنندهء الهى ( كه قرآن اسمش را نمىبرد كه چه بود و از چه نوع بود ) در وقتى آمد كه آنها خواب بودند ، يعنى شب كه اينها خواب بودند كار را يكسره كرد . « فَاصْبَحَتْ كَالصَّريمِ » اين باغ گرديد مانند صريم . ( اصْبَحَ به معنى « گرديد » است ولى گرديدنِ در صبح را مىگويند « أصبح » ، گرديدنِ در شام را مىگويند « أمسى » . اصْبَحَ يعنى صبح چنين شد . ) اين باغ داخل صبح شد درحالىكه درست به شكل يك صريم يعنى يك باغِ چيده شده درآمده بود ؛ كاملًا ميوه‌ها را چيده بودند و چيزى باقى نمانده بود . آنجا كلمهء « لَيَصْرِمُنَّها » بود . « صرم » در آنجا به همان معناى چيدن و قطع كردن ميوه از درخت و از بن خودش است . اينجا هم كلمهء « صريم » را آورده است . اگر ما « كَالصَّريم » را به همين معنا بگيريم - كه ظاهرش هم همين است - معنايش اين است كه آن آفت هرچه بود و هر كه بود در همين حد بود كه از تمام ميوه‌هاى باغ - كه اينها براى خودشان چطور حدس مىزدند و حرّازى مىكردند كه چقدر و چقدر مىشود - اثرى باقى نمانده بود . بعضى گفته‌اند كه « صريم » در اينجا به معنى شب است ( البته با اقرار و اعتراف به اينكه « صريم » هم به روز اطلاق مىشود و هم به شب ؛ روز كه مىآيد شب را قطع مىكند و شب كه مىآيد روز را قطع مىكند ، به هر دو مىگويند صريم ) ، گفته‌اند كه