تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
حال داستان آنها چيست ؟ داستان آنها را قرآن كريم - همين‌طور كه سبك و دأبش است - طورى نقل مىكند كه نه از كسى اسم مىبرد ، نه تاريخ ذكر مىكند و نه خصوصيات را ، آن اصل مطلب را ذكر مىكند ، ولى بعد در روايات توضيحى براى اين مطلب آمده است . قرآن همين‌قدر [ به مطلب ] اشاره مىكند ، ولى به كمك آنچه در روايات آمده است مفاد آيات روشن‌تر مىشود .

داستان باغداران

مردى بوده است اهل خير و باغدار و فرزندانى داشته است . ( در اين جهت تفاسير اختلاف كرده‌اند كه در همين دورهء اوايل اسلام بوده است يا اساساً مربوط به امم گذشته است . ) اين مرد ، همچنان كه دأب و سنّت اهل خير است ، كار مىكرده ، زحمت مىكشيده و محصولى به دست مىآورده است و هميشه فقرا را در اين محصول شريك مىكرده است ، كه در قرآن كريم است : وَ الَّذينَ فى أمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلومٌ . لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرومِ « 1 » . اين آيه در دو جاى قرآن است ، در يك جا كلمهء « معلوم » را دارد ، در جاى ديگر ندارد : وَ فى أمْوالِهِم حَقٌّ لِلسّائِل وَ الْمَحْرومِ « 2 » . سائلان يعنى فقرايى كه خودشان اظهار فقر مىكنند ، محرومان يعنى كسانى كه اظهار فقر نمىكنند ولى فقير هستند . قرآن در اوصاف متقين مىفرمايد : آنها كه مسكينان و محرومان و سائلان حقى در مال آنها دارند . نمىفرمايد : از مال خودشان به آنها مىدهند ، مىگويد : آنها حقى در مال اينها دارند . در روايات وارد شده است كه آيا مقصود همان زكات و وجوهِ واجب است ؟ تصريح شده كه خير ، آن حسابش علىحدّه است ، چون آن مقدارى كه زكات تعلق مىگيرد مال آنها نيست . در وجوه ديگر مانند خمس هم همين‌طور است ( البته در اين جهت اختلاف‌نظر است ، ولى در معنا مىشود گفت مال آنها نيست . ) مىفرمايد : كسانى كه در همان چيزى كه ملك طلق و مال خالص شرعى آنها حساب مىشود ، حقى براى سائلان و محرومان است . آن مرد اهل خير هم اينچنين مردى بود و قهراً سائلان و محرومان او را شناخته
هامش
( 1 ) . معارج / 24 و 25 . ( 2 ) . ذاريات / 19 .