روش عيناً يك روش است ولى شك ندارد كه پيغمبر چنين عمل كرد ، بايد هم عمل كند . سيزده سال دعوت كرد ، بعد از سيزده سال اجازهء [ دفاع داد ، ] گفت : اذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِموا « 1 » ، آن هم تا از ناحيهء دشمن شروع نشد اجازهء دفاع نداد . اگر پيغمبر از روز اول شروع [ به جهاد ] مىكرد ، آنوقت شما بيشتر اعتراض مىكرديد كه آخر يك مدتى مردم را دعوت كن ، اگر زير بار نرفتند و تكبر و عناد ورزيدند آنوقت [ جهاد كن ، ] نه از روز اول . در مدينه هم پيغمبر همان چهرهء يك انسان كامل و جامع [ را داشت ؛ ] يعنى قرآن ، هم تكيه دارد روى كتاب و دعوت ، و هم روى عدالت ، و هم [ مىگويد ] در آنجا كه كتاب و دعوت ، عدالت را برقرار نمىكند بايد دست به شمشير برد ( وَ انْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ ) « 2 » . حال يكى از آن ادلّه را عرض مىكنم .
اگر كسى در آيات مكى دقت كند ( اينها اعجاز قرآن است كه قرآن چگونه هميشه پيشاپيش طورى حرف مىزند كه جواب اين حرفها داده شود ) مىفهمد كه يك آيندهء دست به سوى قدرت و شمشير بردن وجود دارد ؛ يعنى اينطور نيست كه پيغمبر در مكه يك راه را مىرفت ، بعد به مدينه آمد ، راهش را عوض كرد ؛ نشان مىدهد همان راهى را كه در مدينه رفت در مكه بيان مىكند . يكى همين جاست . در مكه مىگويد : « سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطومِ » اينها چارهاى ندارند جز اينكه بايد اين دماغهاى مانند خرطوم اينها به خاك ماليده شود . در سورهء طور هم - كه آن نيز مكى است - آياتى است كه چنين اشاراتى در آن هست . از همه صريحتر سورهء مباركهء والعاديات است ؛ آن خيلى عجيب است . سورهء والعاديات از سورههاى كوچك مكى است و آهنگ مكى هم دارد ، چون سورههاى مكى همه با آيات كوتاه و حماسى است . مسلّم در همان زمان كه اين سوره در مكه نازل شده بسيارى از مسلمين بودهاند كه مىدانستهاند رو به چه جهتى دارند مىروند و شايد از كفار قريش هم فهميدند . قرآن مىگويد :
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً . فَالْمورِياتِ قَدْحاً . فَالْمُغيراتِ صُبْحاً . فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً .
هامش
( 1 )
. حج / 39 .
( 2 ) . حديد / 25 .