يك طرف و هزار نفر از طرف ديگر بودند و قريش كه كشته زياد دادند هفتاد نفر كشته دادند - ولى خيلى جنگها هست كه يك يا دو ميليون نفر كشته مىدهد اما در مسير تاريخ جهان تأثيرى ندارد ، و يك جنگ هست كه تعداد همهء افرادى كه با هم برخورد كردهاند به هزار و پانصد نفر نمىرسد و همهء كشتههايش هم بيشتر از هشتاد نفر نيست اما مسير تاريخ را عوض كرده است ؛ و جنگ بدر چنين جنگى بود . يك خصوصيت بدر اين است كه اين هفتاد نفر كه كشته شدند ، بيشتر همين خرطومدارها بودند ، يعنى سران قريش بودند ، همينها كه به تعبير قرآن دماغشان ديگر دماغ نبود ، خرطوم فيل بود . و همين بود كه پشت كفار قريش را شكست . كسى مانند ابوجهل در همين جنگ كشته شد ، عتبة بن ربيعه در همين جنگ كشته شد ، شيبة بن ربيعه در همين جنگ كشته شد ، وليد بن عتبه در همين جنگ كشته شد . خلاصه خرطوم قريش در اينجا داغ شد يا [ داغ ] زده شد .
پاسخ به يك شبههء مستشرقين
حال اينجا يك نكتهء تاريخى هست و آن اين است : عدهاى از مستشرقين ( و بيشتر ، از مستشرقين يهودى شروع شده است ؛ شايد اول كسى كه اين حرف را گفته گُلدزيهر بوده و بعد نولدكه و امثال او ) گفتهاند كه پيغمبر - العياذ باللَّه - در مكه يك شخصيت داشت و در مدينه يك شخصيت ديگر شد و به كلى روش خودش را عوض كرد . در مكه در چهرهء مسيح بود و مانند مسيح فقط دعوت مىكرد ، حرف محبتآميز مىزد ( و ناچار بايد بگويند مانند مسيح مىگفت اگر به طرف راست صورتت سيلى زدند طرف چپ آن را بياور ، كار خدا را به خدا واگذار و كار قيصر را به قيصر ) ، راهش همانند راه مسيح بود و لهذا در مكه مىبينيد كه پيغمبر اجازهء جنگيدن و جهاد نداد ، اصحابش را اينهمه معذب مىكردند و هيچ اجازه نمىداد كه دفاع كنند ، به اصحابش اجازه داد هجرت كنند و به حبشه بروند . به مدينه كه مىآيد يك گردش صد و هشتاد درجهاى مىكند ، به شكل يك امپراطور و يك فرد مقتدر درمىآيد ، فرمان جهاد مىدهد ، ديگر آن روش گذشتهء خودش را به كلى كنار مىگذارد .
اين يك دروغ محض است و اگر يك وقتى مقتضى باشد ادلّهء دروغ بودنش را از هر جهت مىگويم كه پيغمبر اكرم نه در مكه مسيح محض بود ، مسيحى كه آنها مىشناسند ، و نه در مدينه روشش روش امپراطور بود آنطور كه آنها تصور كردهاند .