مىبيند وقتى در آسمان است اغلب بال نمىزند يعنى در حالى كه بالهايش پهن است - مثل بال هواپيما - حركت مىكند بدون اينكه بال بزند . مقصود از « صافّات » اين است : در حالى كه صفيف دارند ، يعنى در حالى كه بالها را همينجور باز كردهاند و دارند حركت مىكنند . « وَ يَقْبِضْنَ » و احياناً قبض مىكنند . ( آن حالت بسط و پهن كردن را « صفيف » مىگويند ، حالت قبض و جمعكردن بال را كه جمع مىكند و دوباره باز مىكند « قبض » مىگويند . ) آيا اينها را در بالاسر خود نمىبينند ؟ غير از خدا كيست كه اينها را در آن بالا نگهدارى مىكند ؟ خداست كه اينهمه نيروها و قانونها و ضابطهها را قرار داده است و اگر نخواهد ، همهء اينها نقض مىشود . « انَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ بَصيرٌ » خدا به همه چيز بيناست ؛ يعنى اينهمه اسرار در عالم هست و خداى متعال اين اسرار عالم را از هر كس ديگر بهتر مىداند ، چون خودش خالق عالم است .
معنى توحيد
امَّنْ هذَا الَّذى هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دونِ الرَّحْمنِ انِ الْكافِرونَ الّا فى غُرورٍ . اساس توحيد و اساس دعوت انبياء بر اين است كه انسان يك ديد نافذى پيدا كند و از همهء اسباب عبور كند و مسبّب همهء اسباب را ببيند . گفت :
ديدهاى خواهم سبب سوراخ كن * تا سبب را بركند از بيخ و بن
از سبب سازيش من سودائيم * وز سبب سوزيش سوفسطائيم
اصلًا معنى توحيد اين است كه انسان آن مسبّب الاسباب و علّة العلل و آن ذاتى را كه به تعبير اميرالمؤمنين زمام همهء امور به دست اوست - كه تعبير عالى و لطيفى است : « عِلْماً بِانَّ ازِمَّةَ الْامورِ بِيَدِكَ » « 1 » - [ درنظر داشته باشد . ] « زمام همهء امور به دست اوست » يعنى جريانهاى عالم ، نظام اسباب و مسبّبات ، كار خودشان را انجام مىدهند ولى همهء اينها حكم يك قافلهاى را دارد كه مهار آن قافله به دست يك نفر است . اين تشبيه قهراً نمىتواند تشبيه كاملى باشد : مثل يك هواپيمايى كه حركت مىكند ولى اختيار اين هواپيما در دست يك نفر است ، به راست ببرد ، به چپ ببرد ، كج كند ، راست كند ، بالا ببرد ، پايين ببرد ، خاموش كند ، احياناً اگر دلش بخواهد
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغهء فيضالاسلام ، خطبهء 218 .