تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
را قبلًا گفته‌ايم ديگر به تشريح نمىپردازيم ، همين‌قدر عرض مىكنيم كه به آيات بعدى برسيم . ) مسألهء اينكه خلقت مرگ و زندگى براى آزمايش احسن‌العمل - به بيانى كه قبلًا گفتيم - است ، خود به خود ايجاب مىكند كه وحيى و نبوّتى باشد براى راهنمايى همين احسن‌العمل ؛ يعنى انبياء آمده‌اند براى اينكه انسان را كمك بدهند و اعانت كنند كه به عنوان يك آزمون - كه لازمهء نوع خلقت انسان است - كارش را انجام بدهد . از اين جهت است كه مسألهء نبوّت و هدايت و راهنمايى و تبشير و انذار مطرح است . ترتيب اثر دادن به اين راهنماييها و ترتيب اثر ندادن به اين راهنماييهاست كه سرنوشت انسان را تعيين مىكند . و در آيات قبل از اين آيات ، وضع مردمى را كه سرنوشتشان عذاب است ذكر فرمود و حتى مكالمه‌اى كه ميان آنها و خدمهء جهنم رخ مىدهد ، آن را هم براى عبرت‌آموزى نقل فرمود كه « كُلَّما الْقِىَ فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَلَم‌ْيَأْتِكُمْ نَذيرٌ » آيا نذير و منذر و اعلام خطركننده و كسى كه چنين پايانى را اعلام خطر كرده باشد براى شما نيامده بود ؟ گفتند : چرا آمده بود ولى ما آنها را تكذيب كرديم و نسبت دروغ داديم . بعد خودشان گفتند : « لَوْ كُنّا نَسْمَعُ اوْ نَعْقِلُ ما كُنّا فى اصْحابِ السَّعيرِ » اگر آن روز سخن آنها را شنيده بوديم يا اگر در آن روز فكر و تعقل كرده بوديم و به فرمان عقل خودمان ترتيب اثر مىداديم ، امروز چنين سرنوشتى نداشتيم . اينها مربوط به آيات گذشته بود . گفتيم كه با آن فلسفهء خلقت كه قرآن ذكر فرمود ، سرنوشت نهايى انسان را ترتيب اثر دادن‌ها به آن تبشير و انذارها و ترتيب اثر ندادن‌ها تعيين مىكند . اين قسمت مربوط به گروهى است كه ترتيب اثر نداده‌اند و بلكه ترتيب اثرِ ضدش را داده‌اند و تكذيب كرده‌اند . حال نقطهء مقابل : و اما آنها كه به خدا ايمان آوردند و قهراً به عدل الهى ايمان آوردند ، به حساب و كتاب ايمان آوردند ، كه لازمهء ايمان به ذات الهى ، ايمان به عدل الهى و ايمان به حساب و كتاب الهى است و لازمهء همهء اينها خشيت و خوف پروردگار است ؛ لازمهء چنين ايمانى خوف پروردگار است .

معنى خوف خدا

عرض كرده‌ايم كه معنى خوف پروردگار يكى هيبت پروردگار يعنى درك عظمت پروردگار است . يك معنى ديگر خوف پروردگار ، خوف از عدالت پروردگار است .