تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
اين مسأله خيلى اوقات مطرح مىشود كه خوف خدا يعنى چه ؟ مگر خدا يك شىء مخوف است كه بايد از او ترسيد ؟ خدا را كه مىگويند يك شىء محبوب است و نه تنها يك شىء محبوب است كه اين تعبير كوتاه و قاصر است ، او يگانه ذاتى است كه شايستهء محبوبيت است . مگر خود قرآن نمىفرمايد كه « بگو به اين مردم اگر فرزندانتان ، همسرانتان ، پدرانتان ، برادرانتان ، فاميلتان ، خانه و مسكنتان ، كسب و كارتان ، اينها برايتان عزيزتر و محبوب‌تر از خدا و پيامبر باشد ، پس برويد كنار » ؟ خدا براى انسان از هر محبوبى بايد محبوب‌تر باشد . پس اين چگونه است ؟ آيا خدا يك ذات جميل دوست‌داشتنى است يا يك ذات قهّار جبّار ترسيدنى ؟ كدام يك از ايندو ؟ هم از خدا خائف بودن و هم محبّ او بودن و به او اميدوار بودن چگونه است ؟ گفته‌ايم كه آنچه به ذات الهى مربوط مىشود محبوبيت است و آنچه به انسان مربوط مىشود منشأ خوف و خشيت است . از خدا ترسيدن به اين معنى كه العياذ باللَّه خدا يك ذات گزافكارى باشد آن‌طور كه انسان از يك آدم جبّار ديكتاتور مىترسد كه چشمش به آدم بيفتد ، يك بهانهء بيهوده بگيرد ، بعد دستور كتك زدن يا اعدام كردن بدهد ، چنين چيزى محال است . از خدا ترسيدن يعنى از عدل الهى ترسيدن ؛ از عدالتش ، از همين صفت كمالش بايد ترسيد . مگر عدل ترسيدنى است ؟ از عدل هم بايد ترسيد ؟ نه ، هر آدم نيكوكارى عاشق عدل است ، آدم بدكار از عدالت مىترسد . پس ترسيدن از عدالت به معنى ترسيدن از عمل خود است . اگر ما از عدالت الهى مىترسيم ، يعنى نگران اين هستيم كه خلافى مرتكب بشويم كه در آن صورت عدل الهى ما را اخذ خواهد كرد ( يا مَنْ لا يُخافُ الّا عَدْلُهُ وَ لا يُرْجى الّا فَضْلُهُ ) . پس تبشير و انذار انبياء كه همهء تبشير و انذارها بر اساس عدل الهى و بر اساس فضل الهى است ، براى اهل ايمان ايجاد خشيت مىكند ، به همين دو معنايى كه عرض كردم . « انَّ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ » آنان كه پروردگار خود را به غيب و در غيب خشيت دارند . مقصود اين است كه خشيت پروردگار خودشان را دارند . كلمهء « بِالْغَيْبِ » اينجا چه محلى از اعراب دارد ؟ كلمهء « بِالْغَيْبِ » ممكن است صفت « ربّ » باشد ؛ يعنى آنان كه پروردگارشان را خشيت دارند ، آن پروردگارى كه غيب است و در غيب است ، يعنى پروردگارى كه محسوس نيست ، با چشم سر نمىشود او را ديد ولى با چشم دل و عقل مىشود او را شناخت و به او ايمان آورد .