تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
نمىدانيم ، خدا عالم است . شايد هرگز چنين روزى نرسد .

ملائكه ، نفوس و قواى شاعر آسمانها

از قرآن همچنين استنباط مىشود كه آن عالَم آسمانها با اين عالم فرق دارد ، يعنى موجوداتى كه در طبيعت هستند مثل زمين ما ، ماه و خورشيد جماداتند يعنى روح ندارند ، حس و شعور ندارند ، ولى آن آسمانها آيا به شكل يك موجودات زنده هستند ، يعنى اندام آن آسمانها حكم بدن يك موجود زنده را دارد ، به تعبير فلاسفه نفوسى به آنجا تعلق دارد ، قوايى به آنجا تعلق دارد يا خير ؟ ظاهر قرآن اين است كه آن آسمانها با زمين ما ، با ماه و خورشيد كه اينها فقط مادهء بىجان هستند متفاوت است ، يعنى نفوسى به آنجا تعلق دارد ، قواى شاعرى تعلق دارد ، همان چيزهايى كه قرآن از آنها تعبير به « ملائكه » مىكند ، كه اگر روح بشر ( چون جسم بشر چنين قدرتى را ندارد ) بتواند با آن آسمانها اتصال پيدا كند ( البته براى روح بشر در يك « آن » اتصال به همان آسمانهايى كه شايد ميلياردها سال نورى فاصله هم براى آنها كم باشد امكان دارد ، چون روح بشر مجرد است ) يعنى بتواند در واقع با روح و قواى آن آسمانها اتصال و ارتباط پيدا كند ، با يك دنياى ديگرى از غيب و ملكوت ارتباط پيدا مىكند . جن و شياطين در قرآن يك موجودات نامرئى هستند و با سرعتى ما فوق سرعت نور - كه اسمش را سرعت نمىشود گذاشت - مىتوانند از نقطه‌اى از عالم به نقطه‌اى ديگر بروند . از قرآن استفاده مىشود كه شياطين مىخواهند به آن عالم آسمانها نزديك شوند و از اخبار آنجا آگاه شوند ، ولى خداى متعال به وسيلهء شهابها - كه ما نمىدانيم چيست - مانعى قرار داده است كه حتى اين موجودات هم قادر نيستند خودشان را به آنجا نزديك كنند . فقط روح بشر و ارواح انبياء هستند كه مىتوانند به عالم آن آسمانهايى كه قرآن مىگويد عالم ملائكه است نزديك شوند ، ولى حتى جن و شياطين هم نمىتوانند به آن عالم نزديك شوند . اين معنايى بود كه عرض كردم آنچه كه قرآن مىگويد ، ضد هيئت قديم است و با هيئت جديد منطبق نيست ، نه به معناى اينكه مخالف است ، بلكه آنچه كه قرآن مىگويد چيزى است كه علم بشر هنوز در اطراف آن نمىتواند يك كلمه حرف بزند ، نمىتواند نفى كند و نمىتواند اثبات كند . وقتى قرآن يك مطلبى را گفته است ، گفتهء
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 513 | مرتضى مطهرى