قديم براى معتقدين به قرآن و معتقدين به هيئت قديم به وجود مىآورد كه ما اين را با قرآن چگونه تطبيق كنيم . قرآن مىگويد ما نزديكترين آسمانها را به ستارهها مزين كردهايم ، و هيئت قديم مىگويد در نزديكترين آسمانها فقط ماه وجود دارد ، در دومى ستارهء عطارد وجود دارد ، در هشتمين آسمانهاست كه ساير ستارگان وجود دارد . ناچار بودند به گونهاى توجيه و تأويل كنند ، بگويند از باب اينكه آسمان دنيا از همه نزديكتر است ، گو اينكه اين چراغها در بالاتر از آسمان دنياست ولى چون ما از اينجا مىبينيم مجازاً چنين چيزى مىگوييم . ولى اين ، توجيه و تأويل است .
اگر ما باشيم و ظاهر آيهء قرآن ، مطلبى به دست مىآيد كه اگر مىگويند با هيئت جديد منطبق نيست ، به اين معنى است كه هيئت جديد ساكت است ، چطور ؟ هيئت جديد مدعى است كه اين ستارگانى كه بشر كشف كرده است ، بعضى از ستارگانى است كه در عالم وجود دارد ؛ هنوز تا همهء ستارگان كشف بشود راه بشر خيلى زياد است . ما هنوز مقدار كمى از ستارگان را كشف كردهايم . تا آنجا كه ما كشف كردهايم فقط ستاره ديدهايم و غير از ستارهء خورشيد يا خورشيدهاى منظومههاى شمسى كهكشانها چيزى نديدهايم . بعد از آن چيست ، چقدر ستاره و كهكشان است ، نمىدانيم . آيا اين ستارهها و اين كهكشانها ، آن مقدارى كه تاكنون كشف شده - كه زياد هم كشف شده است - [ چه نسبتى با آن مقدارى كه كشف نشده است دارد ؟ ] ستارههايى كشف شده است كه مىگويند ميليونها سال نورى طول مىكشد كه نور خودش را [ به زمين ] برساند . نورى كه در هر ثانيه سيصد هزار كيلومتر يعنى پنجاه هزار فرسخ حركت مىكند ، ستارههايى هست كه اينقدر از ما دور است كه اگر بخواهد نورش به ما برسد چندين ميليون سال نورى طول مىكشد . در عين حال شايد آنهايى كه وجود دارد و كشف نشده است چندين برابر اينها باشد . حال آيا بعدش به جايى منتهى مىشود يا نمىشود ، علم جديد نمىگويد منتهى نمىشود ، مىگويد : نمىدانم .
ظاهر آيهء قرآن اين است كه همهء اين ستارگان در زير نزديكترين آسمانها قرار گرفته است . پس آسمانهايى كه قرآن معتقد است ، غير از آن چيزى است كه هيئت بطلميوس مىگفت در آسمان اولش ماه است ، در آسمان دومش عطارد و . . .
آسمانهايى كه قرآن مىگويد فوق همهء اين ستارگانى است كه بشر كشف كرده است .
آيا روزى بشر با علم خودش به نزديكترينِ آن آسمانها مىرسد يا نمىرسد ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 512
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥١٢