تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
گفت : چه غصه‌اى دارى ؟ گفت : اى كاش اين خداى ما يك الاغِ سوارى مىداشت ، مىفرستاد اينجا ، ما برايش مىچرانديم . فرشته فهميد اين ، معرفت در كارش نيست . عمل بىمعرفت ارزشى ندارد ( لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلًا ) . آدمى كه خدايى را عبادت مىكند كه دربارهء آن خدا فرض مىكند كه يك الاغ داشته باشد ( مثل آنهايى كه مىگفتند : خداوند هر شبِ جمعه از آسمان برين به آسمان دنيا پايين مىآيد و از آسمان دنيا روى زمين مىآيد ؛ و بوده‌اند افرادى كه مىرفتند روى پشت بامشان يك مقدار جو مىريختند كه اگر الاغ خدا روى پشت‌بام آنها آمد بىجو نماند و يك مقدار جو بخورد ) چنين آدمى تمام عمر زحمت بكشد و جان بكَند ، چه ارزشى و چه اثرى دارد ؟

معرفت ، ارزش عمل را بالا مىبرد

پس يكى از چيزهايى كه ارزش عمل را از نظر كيفيت بالا مىبرد معرفت است . چرا در باب زيارات اينقدر آمده است كه مثلًا « مَن زارَ الْحُسَيْنَ عليه السلام عارِفاً بِحَقِّهِ . . . » هر كسى كه امام را زيارت كند به شرط اينكه او را بشناسد چنين و چنان است ؟ زيرا اساس شناخت است . اينكه بعضى از اشخاص شبهه مىكنند كه يك قطره اشك براى امام حسين مگر مىتواند اينقدر ارزش داشته باشد ، پاسخ اين است كه گاهى ممكن است انسان آنقدر براى امام حسين بگريد كه اگر اشك همهء عمر را جمع كنند يك استخر بشود و هيچ ارزشى هم نداشته باشد . ولى يك انسان ممكن است به اندازهء يك بال مگس براى امام حسين اشك بريزد كه ارزشش از آن استخر اشك ديگرى خيلى بيشتر باشد . بنابراين يكى از چيزهايى كه عمل انسان را احسن مىكند ، يعنى درجهء عمل را بالا مىبرد و اصوب مىكند ، صواب « 1 » عمل را بيشتر مىكند ، حقانيت عمل را بيشتر مىكند معرفت خداوند است ، و همان معرفت است كه به دنبال خودش هيبت و خشيت و احساس عظمت مىآورد . دربارهء پيغمبر اكرم و ائمهء اطهار چقدر زياد رسيده است كه وقتى براى نماز آماده مىشدند [ منقلب مىشدند . ] امام مجتبى عليه السلام تا مىخواست براى وضو گرفتن آماده شود ، رنگ در چهره‌اش باقى نمىماند .
هامش
( 1 ) . [ چون در حديث « اصْوَبُ عَمَلًا » آمده است ، در اينجا نيز « صواب » درست است نه « ثواب » . ]