سخن ميرداماد
ميرداماد ( استاد ملاصدرا ، صدرالمتألّهين معروف ) يكى از فيلسوفان بزرگ جهان اسلام است كه معاصر است با شيخ بهايى و همچنين شاهعباس . او از شخصيتهاى علمى بسيار بزرگ جهان اسلام است در قسمتهاى مختلف . هم مرد فقيهى است ، اهل اصول و رجال و حديث ، و هم در همان حال فيلسوف خيلى بزرگى است و شهرت بيشترش در فيلسوفى است ؛ در فلسفه بيشتر از هر چيز ديگر شهرت دارد . و در عينحال مرد بسيار پاك و مهذب و اهل معنا و حقيقت بوده است ، كه اخيراً دنيا روى او دارد حساب مىكند . اين مسألهء « مكتب اصفهان » كه اخيراً دارد شهرت جهانى پيدا مىكند و معروف مىشود ، مكتبى است كه از ميرداماد و شخصيتهايى مثل او شروع مىشود .
اين جمله از ميرداماد ، معروف است . همين مطلب را به زبان فلسفه به اين شكل گفته است : « المتفرقات فى سلسلة الزمان مجتمعاتٌ فى وعاء الدهر » يعنى اين اشياء كه در رشتهء زمان يكى بعد از ديگرى و از هم جدا هستند ( مثلًا جلسهء امروز از جلسه هفتهء گذشته جداست ، يك هفته با همديگر فاصله دارند ، در اين بين ميليونها حادثه براى هر يك از افراد اين جلسه پيدا شده ، حالا ما كجا هستيم آن جلسه كجاست ؛ در رشتهء زمان ، حوادثْ متوالى و پشت سر يكديگرند ، از هم جدا هستند و با يكديگر فاصله دارند ) همينها كه در اين چهره از يكديگر دورند و با يكديگر فاصله دارند ، در چهرهء ديگر كه او آن را « وعاء دهر » يعنى ظرف روزگار مىنامد ( اصطلاح ، مخصوص خود اوست ) [ با هم هستند . ] تمام حوادث متفرق و متسلسل كه مثل دانههاى زنجير پشت سر يكديگر قرار گرفتهاند در آنجا با يكديگر معيّت دارند و جدايى در كار نيست .
بيان حاجميرزا علىآقاى قاضى
ديگران ، آنهايى كه به زبان عرفان گفتهاند ، [ بيان ديگرى دارند . ] آقاى طباطبايى از استادشان مرحوم آقاى حاج ميرزا علىآقاى قاضى - كه از بزرگان عصر ما بود و در بيست سال پيش فوت كرد و مرد بسيار بزرگوارى بود و البته فوقالعاده بود و شاگردهاى خيلى خصوصى داشته است - نقل مىكردند كه او هميشه مرگ و دنيا را تشبيه مىكرد ؛ مىگفت انسان وقتى كه مىخوابد و بعد بيدار مىشود ، در حال