تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
خواب ، دو رشتهء بيدارى ( بيدارى قبل از خواب و بيدارى بعد از خواب ) از همديگر بريده مىشوند ؛ وقتى كه بيدار مىشود دومرتبه زندگىاش همان رشتهء قبل از خواب را دنبال مىكند ، يعنى اين دو بيدارى به يكديگر وصل مىشوند . انسان وقتى كه مىميرد يك مرتبه احساس مىكند كه يك زندگى با زندگىِ قبل از آمدن به دنيا پيوند خورده و به هم وصل شده است ؛ در اين بين مدتى كه در دنيا زندگى كرده است حالت آن وقتى است كه خواب بوده است . علتش اين است كه از نشئه‌اى به نشئه‌اى آمده ، به نشئهء اول بازمىگردد . مثل اينكه انسان بيدار است ، حالتش حالت يك نشئه است ؛ مىخوابد ، مثل اين است كه نشئهء ديگر پيدا مىكند ؛ وقتى بيدار مىشود به نشئهء ماقبل بازگشت مىكند و مىبيند ايندو با همديگر متصل شد . مثلًا اگر بازارى است و در بازار بوده و با چك و سفته و معامله و خريد و فروش سر و كار داشته ، اينها در عالم خواب [ زدوده شده ] ، وقتى كه بيدار مىشود ايندو مثل نخى كه بريده شده باشد دومرتبه به همديگر گره مىخورد و اتصال پيدا مىكند .

بيان قرآن

و اما لسان قرآن . قرآن يك صراحت فوق‌العاده عجيبى به اين مطلب دارد . صراحت قرآن به اين صورت است كه مىگويد تمام اعمالى كه انسان در دنيا انجام مىدهد ، چه خوب و چه بد ، كه انسان فكر مىكند كه از عمل خودش گذشته و رد شده ( من امروز در اينجا قرار دارم ، فلان عمل را ، خوب يا بد ، چند سال پيش انجام داده‌ام ، چقدر فاصله دارد ! قرآن مىگويد اين‌جور نيست ) تمام آن اعمال را ما تحويل مىگيريم ، در نزد ما همهء آنها محفوظ است . تو يك روز برمىگردى ، يك وقت مىبينى گذشته و آينده‌ات به يكديگر متصل شد ، عين اعمال خودت را حاضر و آماده مىبينى . جزا به خود اعمال است . اين در دنياست‌كه جزا يك چيز است و عمل چيز ديگر . اين در دنياست كه عمل يك چيز است و پاداش چيز ديگر . در دنيا فرض كنيد بچه كار خوبى مىكند ، مثلًا نمرهء خوبى از مدرسه آورده است ، پدر به او پاداش مىدهد ، مثلًا يك دوچرخه برايش مىخرد . ولى دوچرخه يك چيز است ، نمره آوردن چيز ديگر . اما در آن دنيا مسأله از اين قبيل نيست . قرآن مىگويد « انَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلونَ » همين نفس عمل شما پاداشى است كه خدمتتان تقديم مىشود . « وَ وَجَدوا ما عَمِلوا حاضِراً » قرآن مىگويد آنجا تمام اعمال خودشان را