آنها را تعليم و تربيت كن ، تأديبشان كن تا مانع سقوطشان بشوى .
قرآن كريم در اينجا چنين تعبيرى دارد . ولى در اين تعبير آن نهايت را در نظر گرفته است كه منجر به سعادت ابدى يا شقاوت ابدى مىشود . به اين تعبير مىفرمايد كه « يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوا » اى اهل ايمان ( مخاطب همهء مردم مؤمن و مسلماناند ) ، اى مردمى كه به گفتهء اين پيغمبر ايمان داريد ، اى مردمى كه كلام او را كلام خدا و پيام او را پيام خدا مىدانيد ، خودتان را و خاندانتان را از آن آتشى كه زبانهاش ( يا آتشگيرهاش ) مردم و سنگها هستند نگه داريد . در دنيا ما به شما مىگوييم خودتان را از چيزى كه در آخرت صورت مىگيرد نگه داريد . ممكن است كسى بگويد چيزى كه در آخرت صورت مىگيرد ، در آخرت بايد [ خود را از آن ] نگه داشت .
جوابش اين است كه خير ، آنجا ديگر جاى نگهدارىاش نيست ؛ در اينجا بايد خود و خاندان خود را در وقايه قرار بدهيد ، يعنى در اينجا خودتان و خاندان خودتان را طورى بسازيد كه نتيجهاش جلوگيرى از سقوط در آتش جهنم است .
اينجا يكى دو مطلب است كه بايد عرض كنيم . يك مطلب اين است كه قرآن در اينجا و در يك جاى ديگر كه در سورهء بقره است ، اين تعبير را كرده است كه آتش جهنم مايهاش ، آتشگيرهاش مردماند . ( حال كلمهء « آتشگيره » صحيح باشد يا خير ، من نمىدانم ؛ من توضيح مىدهم تا مطلب معلوم شود . ) در دنيا اگر بخواهند انسانى را آتش بزنند ، انسان كه آتش نمىگيرد ، بايد يك مادهء قابل احتراق ديگرى در كار باشد ، لااقل روى لباسش بنزين يا مادهء قابل احتراق ديگرى بريزند كه وقتى آن ماده محترق مىشود ، اين هم به تبع آن محترق بشود ؛ يعنى اين يك امرى است كه بايد چيز ديگر فى حد ذاته قابل احتراق باشد كه اين به تبع آن محترق بشود . راجع به ماهيت جهنم ، قرآن اين مطلب را بيان مىكند كه اشتباه نكنيد ؛ خيال نكنيد كه خدا آنجا آتشهايى از مادههاى ديگر تهيه كرده است ( مثل تنورى از آتش كه كُندهاى ، هيزمى ، چيزى قبلًا آتش مىزنند و آن را محترق مىكنند ) بعد انسانى را در آنجا مىاندازند . قضيه چيز ديگر است ؛ قضيه اين است كه اصلًا آن چيزى كه محترق و مادهء اصلى احتراق است خود انسان است ؛ يعنى در آنجا آتشى از بيرون وجودِ انسان وجود ندارد ، تمام آتشها زاييدهء وجود خود انسان است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥٥