حاضر مىيابند ؛ خود اعمالشان را حاضر مىبينند ؛ با نفس اعمال خودشان روبرو مىشوند نه با چيز ديگر . « يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها و بَيْنَهُ امَداً بَعيداً » « 1 » روزى كه هر نفسى هر عمل خير خودش را در آنجا حاضر و آماده مىبيند و هر عمل شر خودش را . دربارهء عمل شر مىگويد ولى در آنجا انسان آرزو دارد كه بين او و عمل شرش فاصله ايجاد شود ، از آن فاصله بگيرد ، ولى فاصله گرفتنى نيست ، جزء وجودش است ، از او جدا نمىشود .
حال ، اينكه قرآن مىگويد كه در اين جهان [ خود و خاندانتان را ] از آن آتشى كه [ آتشگيرهاش انسان و سنگ است حفظ كنيد ] نه خيال كنيد يك آتش افروختهاى از بيرون [ بر انسان وارد مىشود ؛ ] زغالسنگ آوردهاند ، كُنده و هيزم آوردهاند ( مثل نمرود كه مىخواست ابراهيم عليه السلام را بسوزاند ) ، اول يك دنيايى از آتش به وجود آوردهاند ، آن وقت انسانها را مىاندازند در آتشهايى كه بيگانه از وجود آنها هستند تا اينها را بسوزاند . اگر چنين چيزى بود خدا هيچوقت انسان را نمىسوزاند ؛ بلكه آتشهايى كه آن آتشها هم خود شما هستيد و مادهء قابل احتراق همين خود شما هستيد نه چيز ديگر . كما اينكه بهشت هم همينطور است ؛ در بهشت هم هيچ چيز را از بيرون نمىآورند ، نه حورش ، نه قصورش ، نه درختهايش ، نه آبهايش ، نه شيرهايش و نه هر چيز ديگر ؛ پيغمبر فرمود همهء اينها همان تجسميافتهء اعمال خود شما هستند . در اين زمينه اينقدر ما آيه و حديث داريم و اينقدر شواهد و قرائن داريم كه اگر بخواهيم در اطراف همين موضوع بالخصوص صحبت كنيم شايد دو سه جلسه بايد صحبت كنيم .
اين معناى « وَقود » كه انسانها در آنجا وقودند ؛ يعنى خيال نكنيد آتشى از بيرون مىآورند . وقتى كه انسان خودش وقود باشد ، اين آتش مىشود چارهناپذير .
مقصود از « سنگ »
نكتهء ديگر اين است كه قرآن فرموده است : « آتشى كه وقودش انسانها هستند و سنگ » . مقصود از سنگ چيست ؟ بعضى از مفسرين به صورت احتمال گفتهاند شايد مقصود اين بتهايى است كه مسجود مردم قرار مىگيرند ، معبودها كه اغلب سنگى
هامش
( 1 ) . آلعمران / 30 .