أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلاءِ غَتّاً » « 1 » يعنى خداى متعال آنگاه كه بندهاى را دوست بدارد او را در درياى بلا فرو مىبرد . غت ، فرورفتن در آب است . تشبيه به فرورفتن در آب شده است .
اميرالمؤمنين عليه السلام جملهاى دارند در نهجالبلاغه ، مىفرمايند « الدُّنْيا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ » دنيا عبورگاه است نه قرارگاه ، هر كسى كه مىآيد بالاخره از اينجا مىگذرد « وَ النّاسُ فيها رَجُلانِ » و مردم در دنيا دو گروهند « رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فَأَوْبَقَها وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَها » « 2 » يك گروه در اين بازار خودشان را مىفروشند و هلاك مىكنند ، حال يا در بازار نعمتها و يا در بازار نقمتها ، و گروهى ديگر در اين بازار خودشان را مىخرند و آزاد مىكنند . ولى همه به اين بازار مىآيند و همه بايد در اين بازار بيايند ، تا كه خودش را در اينجا بخرد و آزاد كند و كه خودش را در اينجا بفروشد و هلاك كند ؟
خداوند متعال در آنجا كه فرمود « إنَّ مِنْ أزْواجِكُمْ وَ أوْلادِكُمْ عَدُوّاً لَكُمْ » آن جنبهء دشمنى و خطر برخى از همسران و فرزندان را يادآورى كرد و در آيهء بعد كه فرمود :
« إنَّما امْوالُكُمْ وَ اوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ » جنبهء امتحان بودن و « لابدّ منه » بودن آنها را بيان كرد .
اينها مايههاى امتحان شما هستند ، مايهء امتحان بودن مستحق ملامت نيست ، به شما بستگى دارد كه از اين امتحان چگونه بيرون بياييد .
« وَاللَّهُ عِنْدَهُ أجْرٌ عَظيمٌ » و آن كه در نزد او اجر بزرگ است اللَّه است .
تقوا
« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ » پس تقواى الهى داشته باشيد تا آن حدى كه قدرت داريد .
« تقوا » از آن كلمات عجيبى است كه در قرآن و در نهجالبلاغه زياد بهكار رفته است و مكرر گفتهايم كه اين كلمه ترجمهء فارسى ندارد . ريشهاش از « وَقْى » به معناى نگهدارى است . پس درواقع « اتَّقوا » يعنى خود را نگه داريد ، ولى بعد كلمهء ديگرى ذكر مىكنيم كه به اصطلاح تضمين است : خود را نگه داريد ، مثلًا از فلان چيز بترسيد .
خودِ تقوا « خودْ نگهدارى » است ، « خودْ نجات دادن » است و مستلزم مفهوم
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 15 ، جزء اول ، ص 55 ، چاپ كمپانى ، نقل از كافى .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، حكمت 133 .