تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
است ؛ يعنى روى [ گناه ] را با رحمت پوشاندن . چرا مىگوييم « مغفرت » الهى ؟ به اين جهت كه انسان گناهى به درگاه الهى مرتكب مىشود كه استحقاق مجازات دارد . خداوند متعال او را مجازات نمىكند و از او صفح مىكند و به روى بنده‌اش هم نمىآورد و بالاتر اينكه روى آن را هم مىپوشاند ، روپوشى مىكند . اين « روپوشى » يكى از اين جهت است كه نمىگذارد ديگران از آن اطلاع پيدا كنند و [ ديگر اينكه ] از رحمت و فضل خودش هم چيزى اضافه به او مىدهد . و لذا قرآن مىفرمايد : « وَإنْ تَعْفوا وَتَصْفَحوا وَ تَغْفِروا فَإنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ » . اگر در مورد همسران و فرزندان خطاكار عفو كنيد و صفح كنيد و غافر باشيد بدانيد كه خداوند هم غفور و رحيم است . يعنى اگر چنين كنيد همان كارى را كرده‌ايد كه خدا در مقابل بندگان گناهكار خود مىكند ؛ مظهر اسم « يا غفور » باشيد ، مظهر اسم « يا رحيم » باشيد . اينجا از آن مواردى است كه در جملهء شرطيه چيزى كه به منزلهء علت است جانشين « جزا » شده است . در قرآن كريم اين امر نظاير زيادى دارد و يكى از فنون بلاغت است . در سورهء لقمان قبلًا خوانديم : « وَ مَنْ يَشْكُرْ فَانَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ » هر بنده‌اى كه شاكر باشد بداند كه اين شكر به سود خودش است . خداوند نيازى به شكر بندگان ندارد و اثر شكر بندگان باز به خود بندگان برمىگردد . عبوديت [ موجب ] تكامل بشر است . اين جمله به صورت شرط و جزا بيان شده است . در ادامه مىفرمايد : « وَ مَنْ كَفَرَ فَإنَّ اللَّهَ غَنىٌّ حَميدٌ » « 1 » و كسى كه كفر بورزد ضررش به خودش برمىگردد . ولى « ضررش به خودش برمىگردد » به عنوان جزا نيامده است بلكه به جاى آن فرموده است : خداوند از همهء جهانيان بىنياز است . در آيهء مورد بحث هم نمىفرمايد اگر عفو كنيد ، صفح كنيد و بيامرزيد براى شما خيلى بهتر است ، بلكه مىفرمايد : پس به درستى كه خداوند غفور و رحيم است ، كه از آن مىتوان فهميد كه چقدر اين عفو و صفح و غفران خوب است . تا اينجا سخن در اين بود كه بعضى از همسران و بعضى از فرزندان در عين اينكه احساسات آنان نسبت به شما احساسات دوستانه است ولى ممكن است رفتارشان دشمنانه باشد و مؤمنين بايد احتياط كنند .
هامش
( 1 ) . لقمان / 12 .