تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
مىشدند هيچ به حرف آنها گوش نمىكردند . بعدها كه اوضاع به نفع مسلمين گردش كرد و خود آن همسران و فرزندان هم مجبور شدند مهاجرت كنند ، بعضى از مسلمين مىخواستند به انتقام آن روزهايى كه آنها مانع بودند ديگر با آنها هيچ معاشرتى نكنند و آنها را از خودشان طرد كنند . قرآن مىفرمايد : شما به حرف آنها گوش نكنيد ولى كينهء آنها را هم در دل خود نگه نداريد ، عفو كنيد و صفح كنيد .

تفاوت « صفح » و « عفو »

صفح - چنان كه در گذشته هم گفته‌ايم - با عفو تفاوت دارد . وقتى كسى كار خطايى مىكند هم استحقاق معاقبه و مجازات دارد و هم استحقاق ملامت . عفو ، گذشت از مجازات است ولى صفح يك درجه بالاتر است . صفح اين است كه انسان نه تنها آن مجازات معمول را انجام نمىدهد بلكه اصلًا نامش را هم نمىبرد ، به روى طرف هم نمىآورد ، اسمش را هم نمىبرد و لهذا اولياءاللَّه هميشه مقامى بالاتر از عفو دارند يعنى عفو آنها به‌صورت صفح است . ا نَس بن مالك در خانهء رسول خدا صلى الله عليه و آله خدمت مىكرد . مىگويد رسول اكرم صلى الله عليه و آله در بسيارى از اوقات روزه مىگرفتند و بعد هم غذاى بسيار ساده‌اى ، چه هنگام سحر و چه افطار ، مىخوردند و معمولًا افطارى ايشان يك مقدار شير بود كه من تهيه مىكردم . يك شب كه ايشان با عده‌اى از صحابه بودند خيلى دير به منزل آمدند ، آنقدر دير كه من خيال كردم ايشان در منزل يكى از اصحاب افطار كرده‌اند . من هم شير را خودم خوردم و بعد هم رفتم و خوابيدم . وقتى كه رسول اكرم آمدند حس كردم كه ايشان هنوز افطار نكرده‌اند ( ظاهراً انس بن مالك از كسى پرسيد كه آيا رسول اكرم صلى الله عليه و آله امشب جايى مهمان بودند و او گفت نه ) . هيچ چيز ديگرى هم در دسترس نبود . رفتم و خودم را مخفى كردم . ايشان وقتى ديدند چيزى موجود نيست رفتند و خوابيدند . انس كه خود قصه را بازگو كرده است و نه رسول اكرم ، مىگويد : رسول اكرم صلى الله عليه و آله تا زنده بودند چيزى در اين مورد به روى من نياوردند . اين را مىگويند صفح . قرآن مىفرمايد عفو كنيد و صفح كنيد .

غفران

« وَ تَغْفِروا » . غفران از « غَفْر » به معناى پوشاندن است . باز « پوشاندن » درجهء بالاترى