فرمانهاى او را دقيقاً اجرا مىكند و تابع از متبوع خودش راضى است براى اينكه در مقابل فرمانهايى كه اجرا كرده است ، متبوع امكانات زيادى براى او فراهم كرده است . اين خودش نوعى معامله است ؛ با هم داد و ستد كردهاند .
تابع و متبوع در دنيا خيال مىكنند هر دو از اين معامله سود بردهاند . در روز قيامت است كه مىفهمند از اين اشتراك مساعى و همكارى و از اين داد و ستدى كه در دنيا با يكديگر داشتهاند هر دو ضرر كردهاند . اگر در دنيا معاملهاى كه فروشنده و خريدار هر دو ضرر كنند احياناً وجود نداشته باشد در آخرت اين نوع معاملهها [ وجود دارد . ] برخى مفسرين گفتهاند مقصود از اينكه روز قيامت روز تغابن است اشاره است به آنجا كه در آيهء ديگر مىفرمايد : « إذْ تَبَرَّأَ الَّذينَ اتُّبِعوا مِنَ الَّذينَ اتَّبَعوا » « 1 » .
يكى از تابلوهايى كه قرآن از قيامت مجسم مىكند تابلوى تبرّى متبوعها از تابعها ، و تابعها از متبوعهاست . تابعها و متبوعها با همكارى يكديگر جنايت و ظلم كردهاند .
تابع مىخواهد به گردن متبوع بيندازد ، مىگويد : من كه كارهاى نبودم ، به من دستور دادند و من اين كاررا كردم ، و متبوع مىگويد : به من مربوط نيست ، آن كسى كه اين كار را كرده است مقصر است . نظير كارى كه يزيد و ابنزياد مىكردند كه در همين دنيا اين قضيه اتفاق افتاد . يزيد مىگفت : خدا لعنت كند ابنزياد را ، من كه نگفته بودم اينطور بكند ، و ابنزياد مىگفت : خدا لعنت كند يزيد را كه اين دستور را داد ؛ اگر او دستور نمىداد من اين كار را نمىكردم .
قرآن مىگويد تابع و متبوع هر دو مغبونند و هر دو ضرر كردهاند . اينها معاملههايى در دنيا كردهاند و هر دو هم در اين معامله مغبون هستند . اين مغبونيت را در دنيا احساس نمىكنند اما در آخرت احساس مىكنند .
چنان كه گفتيم اين سوره را كه « سورهء تغابن » مىنامند به اعتبار اين آيه است :
« يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ » بعثت و بعث در آن روزى است كه شما را جمع مىكند و گرد مىآورد ، آن روزى كه نامش « يومالجمع » است ؛ اولين و آخرين در آن روز گرد هم مىآيند . « ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ » روز مغبونيت و يا روز اشتراك دو همكار در مغبونيت ، آن روز است .
اما آن كسانى كه [ اينقدر ] مغبون نيستند . اينگونه افراد يا اصلًا مغبون نيستند
هامش
( 1 ) . بقره / 166 .