است و بر اساس حق و حقيقت نيست ، تمام اينها در آن جهان گسسته مىشود و تبديل به دشمنى مىشود . آيهء قرآن اين است : « الْأَخِلّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إلَّا المُتَّقينَ » « 1 » . تعبير قرآن در اينجا كلمهء « خليل » است . « اخلّاء » به معنى دوستان است ولى معناى آن مقدارى از كلمهء دوستان عميقتر است . « خُلّت » از همان مادهاى است كه مىگوييم : « تخلّل » . مثلًا اگر آبى در زمين فرو برود ، مىگوييم متخلّل شده است يعنى خُلل و فُرَجى را كه در اينجا بوده پر كرده است . فرض كنيد مقدارى خاك در اينجا هست ؛ آب كه روى آن مىريزيم در خاك جذب مىشود ، حجم بيشترى را ايجاد نمىكند . يا در استكان كه قدرى شكر مىريزيم و روى آن كمى آب مىريزيم ، بر حجم شكر افزوده نمىشود . علتش اين است كه در اين وسطها جاهاى خالى و « خلل » وجود دارد . آب آن جاهاى خالى را پر مىكند . بعد كه مقدارى بيشتر آب بريزيم كه حجم آن از آن جاهاى خالى بيشتر باشد آب بالا مىآيد .
دو نفر دوست ، وقتى كه دوستيهايشان در يكديگر نفوذ كرده باشد مثل اين است كه در يكديگر فرو رفتهاند يعنى جزء يكديگر شدهاند . محبتِ يكى جاهاى خالى قلب ديگرى را پر كرده و محبت دومى جاهاى خالى قلب اوّلى را پر كرده است .
ابراهيم عليه السلام را « خليلاللَّه » مىگويند . بعضى از عرفا خيلى از اين كلمهء خليلاللَّه خواستهاند راجع به مرتبهء حضرت ابراهيم استفاده كنند . گفتهاند ايشان « خليلاللَّه » ناميده شده است از اين جهت كه آنچنان با خداوند يگانگى پيدا كرده است كه گويى ابراهيمى وجود ندارد .
« أَلْأَخِلّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إلَّاالْمُتَّقين » . پيوندها در قيامت همه بريده مىشود و تبديل به دشمنى مىشود مگر پيوندى كه ميان متقين است ؛ آنها كه يكديگر را به خاطر خدا دوست دارند ، آنها كه به معنى واقعى برادر دينى هستند . آن سنخيتى كه ميان آنها وجود دارد كه آنها را با يكديگر دوست كرده است ، سنخيت معنوى و الهى است . دوستى ميان متقين در قيامت از بين نمىرود و باقى مىماند .
حديثى در كافى هست كه در داستان راستان هم نقل كردهايم كه روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رو به اصحاب خود كرده و فرمودند : « اىُّ عُرَى الْايمانِ أَوْثَقُ ؟ » كدام
هامش
( 1 ) . زخرف / 67 .