معناى دوم
اما اگر نظر به باب تفاعل داشته باشيم ، آنچنان كه در بعضى تفاسير از جمله تفسير الميزان به اين نكته توجه كردهاند [ معناى ديگرى از آيه فهميده مىشود . ] تغابن يك كار اشتراكى است . تغابن در جايى است كه دو نفر كه با يكديگر همكارى دارند ، احساس كنند كه هر دو ضرر كردهاند . اين مسألهاى است كه گاهى در فقه مطرح مىشود و يادم هست كه در شرح لمعه مطرح شده است كه آيا ممكن است دو نفر با يكديگر معامله كنند و هر دو مغبون شوند ؟ در باب غبن مىگويند آن طرفى كه مغبون است « خيار فسخ » دارد و حق دارد معامله را فسخ كند . قهراً اين مسأله را طرح كردهاند كه آيا مىشود خيار غبن براى هر دو طرف پيدا شود ، يعنى هم فروشنده مغبون باشد و هم خريدار ؟ وجوهى ذكر كردهاند .
خاطرهاى از فريمان
يادم هست در سالهاى قبل از اينكه ما قم برويم و بچه بوديم ، در فريمان يك رئيس شهربانى بود كه هيكل عجيبى داشت . معلوم بود كه سواد طلبگى هم دارد و يك انسان فاسق ، فاجر ، مشروبخوار و فوقالعاده ظالمى بود . حتى ابوى ما را كه يگانه ملاى روحانى آن منطقه بودند مجبور كرده بود كه بايد حتماً مكلّا شوند و ايشان ديگر از خانه بيرون نمىآمدند . يك دايى هم داشتيم كه او هم طلبه و اهل علم و خيلى خوشذوق بود . يك وقت دايى ما را كه به شهربانى برده بود گفته بود : حاج شيخ ! من يك مسأله از تو سؤال مىكنم : آيا مىشود معاملهاى واقع شود كه هر دو طرف فروشنده و خريدار مغبون باشند ؟ دايى ما هم كه خيلى اهل ذوق بود باتوجه به اينكه طرف مقابل شرابخوار بود گفته بود بله ، خريد و فروش شراب .
حال در قيامت اين مغبونيت طرفينى در كجاست ؟ مفسرين گفتهاند گاهى دو نفر و يا بيش از دو نفر ، هزاران نفر با يكديگر براى يك هدف اشتراك مساعى مىكنند ، نوعى معامله مىكنند . يك نفر به اصطلاح يك عده ايادى دارد كه آنها فرمانهاى او را اجرا مىكنند و اين فرمانها در طريق ظلم و ستم به مردم و خلاف رضاى پروردگار است . به تعبير قرآن يك نفر متبوع است و ديگران تابع . متبوع به تابع خودش فرمان مىدهد كه فلان جرم را مرتكب شو و او هم انجام مىدهد . او از اين راضى است و اين از او راضى است . متبوع از تابع خودش راضى است ، چون