تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
پيغمبر نمىگفت . يك دفعه شمشيرش را كشيد ، گفت : پيغمبر خلاف نمىگويد ، يا نامه را مىدهى و يا گردنت را همين جا مىزنم . آن زن دست برد و نامه را از ميان موهايش درآورد . غرض اين است كه قسم دروغ ، افرادى را گول مىزند . قرآن مىفرمايد اين قسمهاى مردم شما را گول نزند . يك نفر مسلمان بايد عميق‌تر از اين حرفها باشد . گفتم اسلام اجازه نمىدهد كه به بهانهء اينكه فلان شخص متظاهر به اسلام است و مسلمان واقعى نيست او را بكشند چون اين بهانه‌ها بعدها سبب مىشود كه افراد ديگر بهانهء دروغين بسازند ؛ بعلاوه اسلام مسلمانى مىخواهد كه آنقدر عميق باشد كه زير پردهء اين تظاهرات را درك كند . اين فايده‌اش چيست كه بگويند فلان كس منافق است پس او را بكشيم ، آن ديگرى منافق است پس او را بكشيم . به جاى همهء اينها مسلمان بايد تيزهوش و تيزبين باشد ، فراست داشته باشد به تعبيرى كه در حديث آمده : اتَّقوا مِنْ فَراسَةِ الْمُؤْمِنِ فَانَّهُ يَنْظُرُ بِنورِ اللَّهِ . به جاى همهء اينها مسلمانان بايد فراست داشته باشند تا منافق را از غير منافق تشخيص بدهند . قرآن مىگويد : وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فى لَحْنِ الْقَوْلِ « 1 » باطن بالاخره از ظاهر بروز مىكند ، كمى دقت مىخواهد . اتَّخَذوا ايْمانَهُمْ جُنَّةً قسمهايشان را سپر خودشان قرار داده‌اند و به اين وسيله مانع مردم از راه خدا شده‌اند ، با قسمهايشان خودشان را در ميان مسلمين جا زده‌اند و آنوقت در داخل مسلمين صدّى « 2 » ، يك وسيلهء منع و انحرافى به وجود آورده‌اند . انَّهُمْ ساءَ ما كانوا يَعْمَلونَ خيلى بد عمل مىكنند يعنى عمل اينها بسيار عمل بد و خطرناكى است . منافقين همه‌شان يا لااقل بعضىشان مانند يهود در ابتدا گمان نمىكردند كه اسلام به صورت چنين قدرتى در بيايد كه موجش آنها را هم ريشه‌كن كند . يهود خودشان را در مقابل مشركين مىديدند و گفتند پيغمبر كه مىآيد مسألهء اهل كتاب را هم طرح مىكند ، اين امر جانب ما را تقويت مىكند . بعد كه ديدند اين حساب حساب ديگرى است آنوقت به فكر مبارزهء جدى افتادند . در ميان منافقين هم در ابتدا افراد زيادى بودند كه از اول نمىخواستند راه نفاق بپيمايند ولى بعد ديدند كه
هامش
( 1 ) . محمّد صلى الله عليه و آله / 30 . ( 2 ) . « صدّ » با صاد يعنى مانع شدن كه با « سدّ » با سين خيلى نزديك يكديگرند .