همين قدر كه نزديك وفات پيغمبر شد يك منافق در دنياى اسلام پيدا نمىشد ! اين طور نيست . اولا در ميان كسانى كه با پيغمبر از مكه به مدينه آمدند نمىشود نفى كرد كه منافقينى بودند يعنى كسانى كه به طمع آمده باشند . بعلاوه بعد از فتح مكه ، باز گروه ديگرى از منافقين كه ابوسفيان در رأس آنها بود و عدهشان خيلى زياد بود پيدا شدند . مسألهء مهم اين است كه چطور است كه اين منافقين بعد از پيغمبر اكرم اسمشان به عنوان « منافق » ديگر برده نمىشود ، آيا اينها معدوم شدند يا اينكه به يك شكلى توانستند منافع خودشان را حفظ و سازشى بكنند ؟ كه اين داستان طولانى دارد .
منافقينى كه در اين آيات مطرح است يعنى شأن نزول اين آيات همان منافقين مدينه است . داستان اين آيات مربوط به منافقين مدينه است .
معنى درست « شأن نزول »
وقتى كه مىگوييم شأن نزول آيهاى اين مورد است ، معنايش اين است كه اين آيه در اين مورد نازل شده نه اينكه مفاد آيه مخصوص اين مورد است شامل جاى ديگر نمىشود . مثلًا اگر گفتيم كه آيات مربوط به پوشش زن در اين مورد نازل شد : يكى از صحابهء پيغمبر داشت در كوچه رد مىشد ، هوا هم خيلى گرم بود ، زنى از روبرو مىآمد در حالى كه دو سر چارقد خود را به پشت سر برگردانده بود و موها و زلفها و گردن و سينهاش همه پيدا بود و زن زيبايى بود و آن مرد جوان به او خيره شده بود و چنان مات و مبهوت شده بود كه از خود بىخبر ، آن زن كه رد شد او مرتب پشت سرش را نگاه مىكرد ، همين طور مىرفت ولى رويش به آن طرف بود ، از ديوار شىء تيزى بيرون آمده بود ، آن شىء صورتش را مجروح كرد ، خون ريخت ، يك دفعه به خود آمد ، ديد كه خون دارد از صورتش مىريزد ، به همان حال رفت خدمت پيغمبر اكرم ، بعد آيه نازل شد كه زنها اين جور نبايد بيرون بيايند : وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ . . . « 1 » اين شأن نزول است نه اينكه آيه مخصوص اين مورد است .
آيه قانون كلى است براى همهء مسلمين ؛ در اين وقت آيه نازل شده . اينجا كه مىگوييم شأن نزول اين آيه منافقين مدينهاند ، نه به معنى اين است كه اين آيه
هامش
( 1 ) . نور / 31 .