تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
آن جمله در مكه پيدا شد و ناچار قرشىهايى كه تا فتح مكه با اسلام مىجنگيدند و مبارزه مىكردند ديگر مبارزه را بيهوده ديدند ، در نتيجه چاره‌اى نداشتند از اينكه بگويند ما هم اسلام آورديم يعنى تظاهر به اسلام بكنند . ابوسفيان تا روز فتح مكه دارد با اسلام مبارزه مىكند ولى وقتى كه احساس كرد ديگر بيهوده است و اين موج چنان آمده كه هزارها امثال ابوسفيان را دارد با خودش مىبرد چاره‌اى نديد جز اينكه بيايد پشت سر عباس سوار بشود و بگويد : اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّهِ و سياست پيغمبر اكرم - نه تنها براى منافقين مكه ، حتى براى منافقين مدينه كه قرآن با اين صراحت اينها را مىكوبد - بر اين بود كه اگر مردمى همين قدر در گروه مسلمين وارد بشوند و اسلام اختيار كنند و شهادتين را به زبان بياورند مادامى كه تظاهر به ارتداد نكنند حكم مرتد دربارهء اينها جارى نكند ، اينها را نكشد ولى مسلمين را متوجه كند كه از خطر اينها غافل نباشيد .

روش برخورد پيامبر صلى الله عليه و آله با منافقين

در سيرهء سياسى پيغمبر اكرم اينها نكاتى است كه خيلى قابل توجه است . مثلًا بعضى مىگويند اگر ابوسفيان و امثال او واقعاً منافق بودند چرا پيغمبر اكرم همين قدر كه او در فتح مكه آمد گفت من اسلام اختيار كردم و شهادتين گفت - خود پيغمبر كه مىدانست اين باطنش اين جور نيست - چرا نفرمود دروغ مىگويد ، بزنيد بكشيدش ! جواب اين است : چرا پيغمبر اكرم دربارهء عبداللَّه بن ابى اين كار را نكرد ؟ با اينكه دو بار « 1 » به پيغمبر اكرم پيشنهاد شد كه عبداللَّه را بكشيد . يك بار عمر در همين قصهء بنىالمصطلق پيشنهاد كرد . بعد از اينكه آن داستانى كه بعد نقل مىكنيم پيش آمد ، عمر گفت : يا رسولَ اللَّه اين را بكش ! فرمود : من اگر بكشم بعد مردم چه خواهند گفت ؟ مىگويند محمد اصحاب خودش را دارد مىكشد . اين به ظاهر از اصحاب من است . من اين كار را نمىكنم . بار ديگر پسر همين عبداللَّه پيشنهاد كرد ، آمد گفت : يا رسول اللَّه اگر پدر من كشتنى هست اجازه بده من خودم بكشم . فرمود : نه ، مادامى كه با ما هست تو با او رفق و مدارا كن ، به او نيكى كن . بعلاوه اگر خود پيغمبر اكرم اين كار را مىكرد ، ديگر خلافى از اين جهت صورت نمىگرفت كه يك
هامش
( 1 ) . دو بار را من اطلاع دارم ، [ شايد بيشتر باشد . ]