تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
پرسيدم : تو چرا همه چيز را خوب بيان مىكنى الّا اين يكى را ؟ علتش چيست ؟ گفت : آخر اين مردى كه ما داريم لعن مىكنيم از تمام صحابهء پيامبر افضل است و هيچ‌كس بعد از پيامبر به اندازهء او مستحق درود نيست . گفتم : اگر اين‌طور است چرا او را لعن مىكنى ؟ گفت : اگر ما او را اين‌طور نكوبيم و لعن نكنيم ، امروز نمىتوانيم بچه‌هايش را بكوبيم ( سياست را ببينيد ! ) . ما بايد گذشتهء اينها را اين‌گونه بكوبيم تا بچه‌هايشان موقعيت خلافت پيدا نكنند . اگر بنا باشد كه على را آن‌طور كه هست بشناسانيم به شرّ بچه‌هايش گير مىكنيم ، چون مردم خواهند گفت مستحق خلافتْ آنها هستند . عمر بن عبدالعزيز مىگويد : من اين دو قضيه را كه ديدم با خودم عهد كردم كه اگر روزى قدرت پيدا كردم ، سبّ و لعن على عليه السلام را قدغن كنم و قدغن هم كرد . كيفيت قدغن كردن را بعضى به اين شكل نوشته‌اند كه ذهن مردم شام را در همان چيزى كه در دوران كودكى در ذهن عمربن‌عبدالعزيز بود راسخ كرده بودند كه على عليه السلام مردى بود كه اصلًا مسلمان نبود و كافر بود و براى مردم شام جز كفرِ على عليه السلام مسألهء ديگرى مطرح نبود . عمر بن عبدالعزيز با يك مرد يهودى ( يا مسيحى ) تبانى مىكند . به او مىگويد : روز جمعه كه من به مسجد مىروم در مجمع عمومى بيا و دختر مرا خواستگارى كن . تو چنين مىگويى و من چنين مىگويم و همين‌طور . آن شخص آمد و خواستگارى كرد . عمربن‌عبدالعزيز گفت : تو كيستى و مذهبت چيست ؟ گفت : من فلان‌كس و يهودى هستم . گفت : مگر نمىدانى كه در اسلام دختر را به كافر نمىشود داد ؟ گفت : اگر اين‌طور است ، پس چرا پيامبر شما دخترش را به كافر داد ؟ چرا دخترش را به على داد ؟ عمربن‌عبدالعزيز رو به جمعيت كرد و گفت : يا جواب او را بدهيد و يا اگر جواب ندهيد ، اگر بشنوم كسى لعن على را كرده است سرش را از تنش جدا خواهم كرد .

نماز جمعه در شيعه

حكم نماز جمعه در شيعه چيست ؟ در اينجا نظريات مختلفى است . بعضى مىگويند اصلًا نماز جمعه اختصاص به امام معصوم دارد ؛ جز امام معصوم كس ديگرى حق ندارد نماز جمعه را اقامه كند ؛ حتى مجتهد عادل جامع‌الشرايط مبسوطاليد هم حق
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 305 | مرتضى مطهرى