تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
جمعه‌اى كه خليفهء اموى بخواهد بخواند كه نماز جمعه نيست ، اگر نماز جمعه‌اى كه اسلام مىخواهد ، تشكيل شود ، شركت همه واجب است و هر كارى در آن حال حرام است . « يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوا » اى اهل ايمان ! « اذا نودِىَ لِلصَّلوةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ » در آن وقت از روز جمعه كه فرياد براى نماز يعنى صداى مؤذّن بلند مىشود « فَاسْعَوْا إلى ذِكْرِاللَّهِ » بشتابيد به سوى ذكر حق . مقصود از ذكراللَّه فقط نماز نيست كه استماع خطبه مستحب باشد ؛ به اجماع همهء مفسرين و فقها استماع خطبه هم واجب است نه فقط شركت در آن دو ركعت . « فَاسْعَوْا إلى ذِكْرِاللَّهِ » قرآن خودِ اين سخنرانى و خطبه را « ذكراللَّه » مىنامد . اين تعبيرات ، تعبيرات كوچكى نيست ، حساب دارد . همين‌جاست كه مفسرين اهل‌سنت مىگويند : خطبه‌هايى كه امروز در نماز جمعه خوانده مىشود « ذكرالشيطان » است در حالى كه قرآن از خطبه‌هاى نماز جمعه به ذكراللَّه تعبير مىكند . « وَ ذَرُوا الْبَيْعَ » خريد و فروش را رها كنيد . گفته‌اند : بيع به عنوان مثَل براى كار است ؛ يعنى هر كارى را رها كنيد . در فقه وقتى مىخواهند مثال بزنند به بيع حرام كه خودِ تصدّى به اين عمل حرام است ، مىگويند : « بيع وقت النداء » و مقصود همين است . همين كه صداى مؤذّن بلند شد ، اشتغال به هرگونه كارى حرام است . همين سعوديها ظاهرها را حفظ مىكنند . البته سالهاى اول بيشتر ظواهر را رعايت مىكردند ، حالا آن‌قدرها هم دقت نمىكنند . كسانى كه آن وقتها رفته بودند مىگفتند : صداى اذان كه بلند مىشد حتى آن كسى كه جنسش در ترازو و مشغول معامله بود معامله را رها مىكرد و مىگفت : حرام ! حرام ! « ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إنْ كُنْتُمْ تَعْلَمونَ » اين برايتان خير و مصلحت است اگر بدانيد و بفهميد . مراد از « تَعْلَمونَ » در اينجا [ علم به ] شئ خاصى نيست بلكه چيزى است كه ما از آن به « رشد » تعبير مىكنيم : اگر مردمِ عالِم و رشيدى باشيد ، اگر فهم داشته باشيد . « فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلوةُ فَانْتَشِروا فِى الْأَرْضِ وَ ابْتَغوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحونَ » هرگاه كه نماز به پايان مىرسد در زمين پخش شويد . اين امرِ [ به پراكنده شدن ] را اصطلاحاً « امر عقيب حظر » مىگويند . اگر حظر و منعى باشد و بعد از منع ، امرى برسد علامت رخصت است ؛ نه دلالت بر وجوب مىكند و نه دلالت بر