است ماههايشان ماههاى فرنگى و تاريخشان تاريخ مسيحى است . براى آنها اينكه الآن سال 1354 شمسى و يا 1397 قمرى است مفهومى ندارد ، آنها فقط سال 1976 را مىشناسند كه مبدأ ميلاد مسيح است .
البته اين ، كار بسيار زشتى است . مردم اين شعارها را به جهت آثارى كه در روح آنان مىگذارد جزء فرهنگ مىشمارند و حق هم دارند . امروزه در دنيا به يك سلسله مسائل كه از بعضى جهات هيچ فرقى ندارد ولى از اين نظر كه عنصرى از فرهنگ آن مردم است و در روحيهء آن مردم اثر مىگذارد و بلكه روحيهء آنان را تشكيل مىدهد ، فوقالعاده اهميت مىدهند . اگر گفته شود مثلًا براى تعيين تاريخ يك نامه يا سند ، ما همينقدر مىخواهيم بدانيم كه در چه روزى بوده است و بنابراين بايد امرى را مبدأ قرار داد ، ديگر چه فرق مىكند كه مبدأ ، ميلاد مسيح باشد يا هجرت پيامبر ؟ پاسخ اين است كه براى آن كار هيچ فرقى نمىكند اما از جنبههاى ديگرى فوقالعاده فرق مىكند .
شما اگر سراغ همين فرنگيها برويد مىبينيد براى يك سنّت بسيار بسيار كوچك ، خود را به كشتن مىدهند . ببينيد همين ايرانيهاى خودمان براى اينكه سنتهاى ايرانى و به قول خودشان فرهنگ ايرانى را بخواهند زنده كنند ، كوشش مىكنند كارهايى را كه از اولِ اول خرافهء محض بوده است زنده كنند ، چون فكر مىكنند كه مليت ايرانى را بدون اينها نمىتوان نگه داشت . مثلًا تخممرغ رنگ كردن در نوروز يك رسم ايرانى است . اين كار با اينكه كار چرندى است ولى مىگويند براى اينكه اين رسم ايرانى و عمومى كه همهء مردم به آن خو گرفتهاند به صورت يك مشخِّص روحى ايرانى از غير ايرانى باقى بماند اين رسم تخممرغ رنگكردن در نوروز را نگذاريد فراموش شود ، آن را زنده نگه داريد . در مورد آتش شب چهارشنبهء آخر سال - كه نمونهاى از آتشپرستىهاى قديم است كه نه تنها چيز خوبى نيست بلكه خيلى چيز بدى هم هست - همين را مىگويند فقط براى اينكه به قول اينها فرهنگ را ( اين فرهنگ ، معنايش علم و فلسفه نيست بلكه به معنى سنت است ) بايد زنده نگه داشت . ولى همين آقايان وقتى كه پاى تاريخ به ميان مىآيد مىگويند حالا چه فرق دارد كه ما مبدأ تاريخ را مبدأ مسيحى بگيريم يا مبدأ اسلامى ؟ !
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٩٦