روزها واقع شده « عيد » ناميده شده است بلكه به اعتبار وضع خاصى كه در ايام سال دارد عيد اسلامى ناميده شده است مانند عيد فطر ؛ و اعياد ديگرى داريم كه به مناسبتهاى خاص است مثل مبعث و مولودها . عيد هفتگى كه آن هم « عيد » ناميده مىشود همين شبانهروز جمعه است . در اسلام آن چيزى هم كه عنوان عيد دارد باز از مراسم عبادت خالى نيست . عيد به معناى پايكوبى و مانند آن در اسلام نداريم .
شبانهروز جمعه اختصاصاتى دارد و براى يك سلسله عباداتْ اولويتى نسبت به ساير شب و روزها دارد كه معمولًا در كتابهايى كه براى دعوات و زيارات نوشتهاند ذكر شده است . براى يهوديها هم يك روز خاص روز هفته است كه روز شنبه است و براى مسيحيها روز يكشنبه . قهراً اين يك وظيفهء عمومى است براى همهء مسلمين كه اين اختصاص و خصوصيت جمعه را حفظ كنند .
در همهء دنيا در هر هفته يك روز تعطيل است و يك چنين تعطيلىاى ضرورت دارد . البته ما در اسلام تصريحى نداريم كه حتماً شبانهروز جمعه را تعطيل كنيم ؛ در همين آيات مىخوانيم كه به مردم اجازه داده شده است كه بعد از مراسم جمعه باز به همان كارها و شغلهاى خودشان به عنوان يك امر مباح بپردازند . ولى قهراً دستورهاى خاصى كه در روز جمعه هست مثل عبادتهاى بدنى يا رفت و آمدها و صلهء رحمها كه اگر در جمعه صورت گيرد اجر و ثواب بيشترى دارد ، اقتضا مىكند كه آن روزى كه مسلمانها مىخواهند تعطيل هفتگى خود قرار دهند همان روز جمعه باشد .
تغيير مبدأ تاريخ در كشورهاى اسلامى
از چيزهايى كه مايهء تأسف است اين است كه در كشورهاى اسلامى غير از ايران و عربستان سعودى و افغانستان - كه گاهى در ايران خودمان هم اين زمزمه را بعضى از نويسندگان مىكنند - تاريخ را تغيير دادهاند . اينها البته از دوران استعمار ، تاريخ خودشان را به تاريخ مسيحى تبديل كردهاند . از زمانى كه كشور عثمانى كه يك دولت نسبتاً مستقل بود متلاشى شد و استعمار انگلستان و فرانسه و برخى كشورهاى ديگر [ در دنياى اسلام ] نفوذ كرد ، يكى از كارهايى كه كردند اين بود كه تاريخ اسلامى و هجرى را تبديل به تاريخ مسيحى كردند و هنوز هم به همان صورت است . شما الآن اگر در مصر هم برويد كه عاصمهء كشورهاى عربى اهل تسنّن