به جاى اينكه اين سرمايه را بدهيم و يك شئ مفيد بگيريم ، اشيائى براى خود گرفتهايم كه همه جز مايههاى عذاب و عقاب و مايههاى ضرر و زيان براى ما هيچ چيز ديگرى نيست و مانند اين است كه انسان پولش را خرج كند و مار و عقرب بخرد و بعد اين مار و عقرب را در خانهء خود رها كند . چنين فردى البته خريد و فروش كرده است ، اما چه چيزى براى خود خريده است ؟ موجبات آزار و موجبات عذاب .
اين به نظر عجيب مىآيد كه در آيهء شريفهء « يا أَيُّهَا الَّذينَ امَنوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَليمٍ » ( شما را راهنمايى كنم به تجارتى كه شما را از عذاب اليم برهاند ) تجارت با عذاب چه ارتباطى دارد ؟ ارتباطش اين است كه انسان دائماً در حال تجارت است ، اگر اين تجارتى را كه خداوند بدان راهنمايى مىكند انجام ندهد هميشه دارد يك تجارت ديگرى انجام مىدهد كه نتيجهء آن عذاب اليم است ؛ شق سوم ندارد . شما الآن در اثر اينكه قبلًا به نوع ديگرى تجارت و اكتساب مىكردهايد ، دچار عذاب اليم هستيد ، حال ما تجارت ديگرى به شما پيشنهاد مىكنيم تا شما را از عذاب اليمى كه گرفتار آن هستيد نجات دهيم .
تجارت مطلوب از نظر قرآن
حال مىخواهيم ببينيم آن عملى كه ما بايد انجام دهيم چيست ؟ تجارت معامله است ، دو طرف دارد : دادن و ستدن . چه بايد بدهيم و چه بايد بگيريم ؟ عجيب است كه بعضى گفتهاند آنچه كه بايد بگيريم نجات از عذاب اليم است ؛ در حالى كه اين لازمهء آن است ، نه اينكه عين آن باشد . بعد اين مطلب را توضيح مىدهيم .
پس حال كه مىخواهيم تجارتى انجام دهيم چه تجارتى كنيم و در مقابل ، چه بگيريم ؟ آنچه كه بايد بكنيم اول « تُؤْمِنونَ بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ » است ، ايمان به اللَّه و ايمان به پيامآور اوست . از نظر قرآن كه هميشه دعوت به كار و عمل و جهاد و هجرت و برخى امور ديگر مىكند ، اگر عمل توأم با ايمان نباشد فايده ندارد و درواقع انسان بايد ايمان داشته باشد ، آن هم آنطور ايمانى كه قرآن معرفى مىكند و عملش بايد در راه ايمانش باشد و به قول امروزيها در راه « ايده » اش باشد ، منتها ايدهاى كه قرآن مىگويد جز خدا موضوع ديگرى ندارد . ايمان بياوريد به خدا كه هدف اصلى و هدف كلى است و ايمان بياوريد به پيامآور او چون اگر ايمان به پيامآور او نباشد