نمىتواند اكتساب نكند ، منتها يا آن اكتساب و يا اين اكتساب ؟ شق دوم صحيح است ؛ اين كه من يك عمر زندگى كنم و اساساً سرمايهام را به كار نيندازم ، محال است ؛ يعنى انسان دائماً در حال مبادله است و نمىتواند در حال مبادله نباشد ؛ يا مبادلهاى كه نتيجهاش به تعبير قرآن خسران زياد و عذاب اليم است ، و يا مبادلهاى كه نتيجهاش سعادت ابدى است ، يعنى يا زير صفر است يا بالاى صفر ؛ روى صفر نمىايستد .
اينكه عرض كرديم انسان نمىتواند اكتساب نكند ، براى اين است كه هر نگاه انسان يك كسب است ، هر سخن انسان يك كسب است ، هر قدمى كه انسان بردارد يك كسب است ، يعنى تأثيرپذيرى است . انسان به گونهاى كه در عالم قرار گرفته است و دائماً دارد نيروهاى خود را مصرف مىكند ، نه اين است كه بگويد : من انرژى مصرف مىكنم و اينقدر مصرف مىكنم تا تمام شوم و بعد كه تمام شدم يك صفر هستم ؛ اينطور نيست . هر كارى انسان انجام دهد ، چيزى داده است و چيزى گرفته است ، منتها آن چيزى كه مىگيرد گاهى سعادت است و گاهى شقاوت .
امروزيها اصطلاحى دارند به نام « اصل تأثير متقابل » و حرف خوبى هم هست ؛ البته در گذشته هم مىگفتند ولى امروزه بيشتر روى آن تكيه مىكنند . اصل تأثير متقابل معنايش اين است كه در دنيا هيچ چيزى نيست كه يكطرفه اثر بگذارد ، هميشه تأثيرها دوطرفه است ؛ و تازه اينها مدعى هستند كه اين تأثير دوطرفه ميان همه چيز با همه چيز است . مىگويند نمىشود يك شئ در عالم وجود داشته باشد كه فقط از اشياء ديگر اثر بپذيرد و خودش روى اشياء ديگر اثر نگذارد ، يا روى اشياء ديگر اثر بگذارد و اشياء ديگر روى آن اثر نگذارند ؛ تأثير متقابل در كار است .
دربارهء يك انسان هم اين مطلب هست . ما با اين عالم بيرونى هميشه در تأثير متقابل هستيم ، اين عالم روى ما اثر مىگذارد و ما روى آن اثر مىگذاريم ؛ نمىتوانيم خودمان را از قانون تأثير متقابل بيرون بكشيم . منتها ما اگر مطابق هدايت و راهنمايىاى كه به ما كردهاند عمل كنيم ، معادل آن سرمايه و صدها برابر آن سرمايهاى كه دادهايم ، از عالم و جهان براى سود و سعادت خودمان مىگيريم . اين معناى « هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَليمٍ » است . اما اگر بر اساس اين برنامهاى كه خداى ما براى ما معين كرده است عمل نكنيم و به طور بلبشو راههاى خودخواهانهاى انتخاب كنيم ، باز هم سرمايه را دادهايم و عوض آن را گرفتهايم ولى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٧