را مىخواهيد .
براى انسان - چون در دنيا لذت و اثر اين چيزها را چشيده است و به واسطهء كوتاهى فكرش - جاذبهء اينها بيشتر است . اينها جاذبه داشته باشد عيب ندارد ، نقص در اين است كه آنها برايش كم جاذبه دارد . ولى قرآن مىفرمايد : حقيقت اين است كه فوز عظيم آن است ، اما منحصر به آن نيست . اين ايمان و اين عمل كه ما پيشنهاد مىكنيم ، اثرش فقط در دنياى ديگر ظاهر نمىشود ، بلكه سعادت دنيا را هم كه شما خيلى دوست داريد دربردارد . در آيهء شريفه فوز را با « ذلك » به صورت بعيد ذكر كرده كه [ مفيد ] تفخيم است . فوز عظيم و بزرگ آن است ؛ وقتى كه آنجا برويد مىفهميد كه اصلًا دنيا در مقابل آن به حساب نمىآيد ولى در عين حال اين مطلب را هم بدانيد كه آن امر ديگرى كه مورد علاقهء شماست يعنى پيروزى و گشودن سرزمينها و فاتح شدن و منصور شدن ، آن هم هست . « وَ أُخْرى تُحِبّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَريبٌ » . گفتهاند در اينجا « نعمت » و يا « خصلت » در تقدير است : و يك خصلت ديگر و يك نعمت ديگر كه شما از ته دل آن را بسيار دوست داريد و دلتان مىخواهد كه در پرتو ايمان و عمل به آن برسيد نصرت و فتح است كه آن هم براى شما هست .
پس خلاصهء مطلب اين شد كه اين معامله را انجام دهيد تا هم آخرت را كه اينقدر عظيم و بزرگ است داشته باشيد و هم دنيا را كه مورد علاقهء شماست . پس اين پيام پيامى است كه در آنِ واحد ، هم سعادت دنياى شما را تأمين مىكند و هم سعادت آخرت شما را .
تفاوت نصر و فتح
در آيهء مذكور كلمات « نصر » و « فتح » آمده است . نصر و فتح معانى نزديك به يكديگر دارند ولى با هم متفاوتند . در سورهء نصر مىخوانيم : « اذا جاءَ نَصْرُاللَّهِ وَ الْفَتْحُ » كه اين دو كلمه در آنجا هم آمده است . غلبه از آن جهت كه غلبه بر انسانهاى دشمن است نصر است و شايد ترجمهء صحيحش همان كلمهء پيروزى باشد ، ولى غلبهء بر سرزمين دشمن و زير تسلط گرفتن سرزمين دشمن ، فتح است كه ترجمهاش گشودن است . « إذا جاءَ نَصْرُاللَّهِ » يعنى آنگاه كه پيروزى حق برسد و بر دشمن پيروز شويد ، « وَالْفَتْحُ » و آنگاه كه آن سرزمين خاص را - كه گفتهاند اشاره به مكه است -