تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
نه تجارتها و معامله‌هاى معهود بازارى ، بلكه قرآن از همين عمل كردن انسان و لبيك گفتن انسان به ايمان و به عمل ، به تجارت و بيع تعبير مىكند ، به معامله تعبير مىكند و به چيزهايى كه از لوازم معامله است مثل سود بردن ، زيان كردن ، ورشكست شدن و امثال اينها ؛ مثل اين آيهء معروف : « انَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلونَ فى سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلونَ وَ يُقْتَلونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِى التَّوْريةِ وَ الْإنْجيل » . بعد مىفرمايد : « فَاسْتَبْشِروا بِبَيْعِكُمُ الَّذى بايَعْتُمْ بِهِ » « 1 » . اين تعبيرات در قرآن كريم خيلى زياد است . سورهء « وَالْعَصْرِ » بر اساس همين تعبير است : « وَالْعَصْرِ . انَّ الْإنْسانَ لَفى خُسْرٍ . الَّا الَّذينَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ » همهء مردم در زيانند ، مگر كسانى كه اين چهار خصلت را داشته باشند : ايمان ، عمل صالح ، تواصى به حق ، تواصى به صبر .

تجارت هميشگى انسان

اين تعبير يعنى تعبير تجارت و معامله ، تنها در زمينهء ايمان و كار خير نيست و شايد نكتهء اساسى اينجا باشد . از تعبيرات قرآن كريم ما اين‌گونه نمىفهميم كه انسان دو حالت دارد : يك حالت اينكه معامله مىكند و حالت ديگر اينكه معامله نمىكند . سرمايه‌هايى كه انسان دارد ، همين سرمايهء عمر و سرمايهء سلامت و سرمايهء قدرتهايى كه دارد ، سرمايهء مالى كه دارد و هر آنچه كه خداوند به او داده است اين‌طور نيست كه انسان با اين سرمايه‌ها يا معامله مىكند يا معامله نمىكند . در سرمايه‌هاى معمولى ، انسان ممكن است سرمايه‌اى داشته باشد و بگويد من با اين سرمايه نمىخواهم معامله كنم . وقتى فكر مىكنم مگر چقدر عمر مىكنم ، پنجاه سال ديگر هم اگر زنده باشم ، دارايى دارم و از اين دارايى خودم كم‌كم خرج مىكنم تا عمرم به پايان برسد ؛ احتياجى به معامله ندارم ، معامله هم نمىكنم . آيا انسان مىتواند در مورد سرمايه‌هاى انسانى كه دارد همين‌گونه باشد ؛ بگويد : من نمىخواهم معامله كنم ، نمىخواهم كسب كنم ؛ از نظر امور معنوى و اخروى و آن امورى كه قرآن آنها را معامله ناميده است مىخواهم سرمايهء خود را راكد بگذارم و كم‌كم خرج كنم ؟ يا نه ، انسان در دنيا نمىتواند كاسب نباشد ،
هامش
( 1 ) . توبه / 111 .