- مثل اين است كه از او طلاق گرفته باشد .
اين خودش حكم طلاق است ، مثل ارتداد است . ارتداد هم همينجور است ؛ يعنى اگر يك شوهرى مرتد شود ( مسلمان است و مرتد مىشود ) زنْ ديگر بر او حرام است ، از همان ساعت بايد عدهء وفات نگه دارد . اگر شوهرى مرتد شد ، از همان ساعتى كه مرتد شده حكم ميّت را پيدا مىكند ؛ زنش بر او حرام است و اين زن از همان وقت بايد عدهء وفات نگه دارد ، يعنى چهار ماه و ده روز . بعد از چهار ماه و ده روز مىتواند با هركس كه بخواهد ازدواج كند .
- آيا مقصود از « اهل كتاب » همينهايى هستند كه معتقد به اب و ابن و روحالقدساند ؟
بله ، همينها كه به يك كتاب آسمانى منتسبند اهل كتاباند . با اينكه اينها موحد واقعى نيستند ولى چون وابستهاند به يك كتاب آسمانى و به يك پيغمبر حقيقى كه تعليمات اصلى اين پيغمبر تعليمات توحيدى بوده است [ اهل كتاب شمرده مىشوند ] گو اينكه حالا يك انحرافاتى پيدا كردهاند . همين مقدار كافى است .
- ازدواج دائم هم نمىشود كرد .
به حسب فقه شيعه ازدواج دائم نمىشود كرد ولى ازدواج موقت مانعى ندارد .
در واقع مسألهء ازدواج موقت هم اگر انسان خوب دقت كند ، معلوم است كه براى يك حالت ضرورى است . اعتبار عقلى هم حكم مىكند كه اين حرفى كه اهل تسنن مىزنند [ مبنى بر جايز بودن ازدواج دائم مرد مسلمان با زن اهل كتاب ] درست نباشد .
فلسفهء حرمت ازدواج دائم مرد مسلمان با زن اهل كتاب
يك زن و شوهر فقط با يكديگر همكارى ندارند . دو شريك در يك مغازه مانعى ندارد كه يكى كافر باشد يكى مسلمان ، ولى ازدواج علاوه بر همكارى ، همروحى است . روح ازدواج اين است كه يك زن و شوهر خواهناخواه وحدت روحى پيدا مىكنند . در اين صورت چگونه ممكن است كه يك مردى كه در روح خودش بعد از توحيد هيچ اصلى اصيلتر و شريفتر و محبوبتر از شهادت به رسالت رسول اكرم