فرمود : اما اگر كسى از ما مرتد شود و برود ما اصلًا دنبالش نمىرويم . مسلمانى كه به زور بخواهيم او را به آنجا بياوريم كه به درد ما نمىخورد ! هر كس همينقدر كه مرتد شد و رفت ، ديگر رفت ، ما دنبالش نمىرويم كه به زور او را بياوريم . و اما راجع به مسلمينى كه در آنجا هستند ، ما از آنها مىخواهيم كه فعلًا تحمل كنند ( چون به حسب قرارداد ، ديگر كفار قريش حق زجر كردن آنها را نداشتند و بلكه آنها آزادى هم پيدا مىكردند كه اعمال خودشان را آزادانه انجام بدهند ) و بعد از آن دورهء شكنجه و سختى آزادى پيدا مىكنند . ما از آنها مىخواهيم آنجا باشند و وجودشان در آنجا نافع است ، بايد باشند ؛ و اين سياست فوقالعاده مفيد واقع شد . اگر رسول اكرم آن اجازه را مىداد كه اگر مسلمين مكه هم فرار كردند ما برنمىگردانيم ، بعد از اين قرارداد ، مسلمينِ مكه پشت سر يكديگر فرار مىكردند و به مدينه مىآمدند در صورتى كه رسول اكرم مىخواست از اين آزادى كه براى مسلمين در مكه پيدا مىشود استفاده كند كه بعد يك زمينهء تبليغى در آنجا فراهم شود و براى يك سال و دو سال ديگر مكه خود به خود تسليم شود و همينطور هم شد ؛ به واسطهء همين قرارداد صلح حديبيه ، در ظرف اين يكى دو سال آنقدر مردم مسلمان شدند كه در تمام آن ده بيست سال گذشته مسلمان نشده بودند .
دستور آزمايش ايمان زنان مهاجر مدعى مسلمانى
پس اينچنين قراردادى بود كه اگر كسى از مسلمين مكه فرار كرد آنها حق برگرداندن داشته باشند . در اين بين مسألهء زنها مطرح شد . گاهى هم زنهايى اسلام اختيار مىكردند و بعد هجرت مىكردند و به مدينه مىآمدند . يكى دو تا زن چنين كارى را كردند . از مكه آمدند دنبال اينها كه طبق قرارداد اينها را برگردانيد . پيغمبر اكرم فرمود :
اين قرارداد شامل زنها نمىشود . دستور رسيد كه اگر زنهايى هجرت كنند ، از خانههايشان فرار كنند و به مدينه ، حوزهء اسلامى ، بيايند اول اينها را امتحان كنيد .
اين خودش يك نكتهاى است و آن اين است : اسلام در باب مسلمان شدن امتحان را لازم نمىداند ؛ يعنى اگر مردى بخواهد اظهار اسلام كند نمىگويد امتحانش كنيد ببينيد راست مىگويد يا دروغ ؛ يا اگر زنى شوهرش كافر نباشد و بيايد اظهار اسلام كند ، مثلًا زن و شوهرى با يكديگر آمدهاند اظهار اسلام مىكنند ، ما اينجا وظيفه نداريم كه بياييم بهگونهاى آزمايش كنيم ، به اصطلاح بازپرسى و بازجويى كنيم و