تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
فرشى كه سوراخ شده باشد ، بعد رفوگر ماهر بيايد آن را دقيق رفو كند كه بشود « التّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ » « 1 » . معناى ديگر « جبّاريّت » همان قهّاريّت است ، يعنى قدرت محض ، قاهريّت محض ؛ يعنى همه چيز در زير سلطهء اوست ( كه آن عزيزِ به معناى اول كه عرض كرديم اين است ) ، فوق همه چيز است ( وَ هُوَالْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ ) « 2 » .

عظمت از آنِ خداست «

الْمُتَكَبِّرُ » ذات پروردگارِ متكبّر . « متكبّر » در اصطلاح علماى ادب از باب تفعّل است . باب تفعّل معانى متعدد دارد . يك معنايش تلبّس است . مثلًا اگر گفتند « تَكَرَّمَ » يعنى متلبّس به كرامت شد . يك معنى ديگرش اين است كه متظاهر شد به چيزى كه واقعاً ندارد . چيزى را كه ندارد متكلّفاً به خود مىبندد . كبرياء منحصراً از ذات پروردگار است ، كبرياء مال اوست ( الْكِبْرياءُ رِدائى ) « 3 » ، عظمت فقط مال اوست . او متكبّر است به معنى اينكه متلبّس به كبرياست ؛ يعنى در مقام تشبيه - و العياذ باللّه مىگوييم - او جامهء كبريايى را كه فقط و فقط بر اندام او راست مىآيد و بس ، بر تن دارد . ولى غير او چطور ؟ غير او ، هرچه هست ، در مقابل او كه نمىتواند عظمتى و كبريائى داشته باشد . بشر اگر بخواهد به عظمت جلوه كند ، در آن دروغ وجود دارد ، يعنى تظاهر به چيزى است كه ندارد . لهذا تكبّر در ذات پروردگار صفت كمال است چون معنايش تلبّس به كبريائى است و در بشر صفت نقص است چون آنجا واقعيتش كه تلبس به كبريائى است وجود ندارد ؛ تظاهر به كبريائى است يعنى تظاهر به عظمتى است كه آن عظمت را ندارد .

تكبر بالحق

بله ، يك نوع تكبّر است كه حتى در بنده هم مطلوب است و آن تكبّرِ بالحق است . تكبّر بالحق يعنى بىاعتنايى به همه چيز ديگر به خاطر خدا ؛ كه بوعلى سينا جملهء خيلى خوبى در باب زهد در اشارات دارد كه زهد عارف چيست ؟ « الزّهد عند
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، جلد 4 ، باب توبه ، حديث 10 . ( 2 ) . انعام / 18 و 61 . ( 3 ) . جامع‌السعادات ، ج 1 / ص 386 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 197 | مرتضى مطهرى