امَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ » « 1 » تقواى الهى داشته باشيد آن تقوايى كه شايستهء خداست .
گفتيم تقوا بر مىگردد به خود نگهدارى كردن از تخلف ، كه تخلف به دنبال خودش مجازات مىآورد . يك وقت هست انسان مىخواهد تقوا داشته باشد در مورد يك قانون عرفى . قانون عرفى ، يك قانون اجبارى كه به انسان تحميل شده حد حكومتش چقدر است ؟ فرض كنيد انسان در خيابان مىرود ؛ آنجا مىداند مأمور هست ؛ حد تقوا در آنجا اقتضا مىكند كه چون اينجا چشم مراقبى هست حدود مقررات را رعايت كند . يا در اتاقى كه چند نفر ديگر هم نشستهاند با هم آرامتر حرف مىزنند . ولى اگر انسان بخواهد در مورد قانون الهى تقوا داشته باشد يعنى در مورد قانون كسى كه از اعماق ضمير انسان آگاه است ، هيچ عملى ، كوچك يا بزرگ ، از انسان صادر نمىشود مگر اينكه او آگاه است ؛ به عمل انسان ، به سرّ و ضميرش آگاه است [ در اين صورت هميشه و در هر حال بايد مراقب باشد . ] اين است كه مىگويد : « انَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلون » . اين « انَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلون » به جاى « اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ » است . بدانيد تقواى الهى است ، طرفْ خداست ، « الْحَىُّ الْقَيّومُ الَّذى لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْم » « 2 » ، آن كه در باره او غفلت معنى ندارد . جملهء « وَلْتَنْظُرْ » كه مىفرمايد بايد دقت كنيد ، علماى اخلاق گفتهاند مراقبه و محاسبه يعنى همين ؛ مراقبه و محاسبه از همين آيهء قرآن در مىآيد كه البته تعبير « محاسبه » در احاديث هم زياد آمده است .
خود فراموشى ، نتيجهء فراموش كردن خدا
بعد مىفرمايد : « وَ لاتَكونوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَانْسيهُمْ انْفُسَهُمْ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقون » مباشيد از كسانى كه خدا را از ياد بردند ، از خدا غافل شدند و به مجازات اين عمل - كه لازمهء قهرى اين عمل است - خدا خودشان را از خودشان غافل كرد . از خدا غافل شدند ؛ لازمهء از خدا غافل شدن ، از خود غافل شدن است . « اولئِكَ هُمُ
هامش
( 1 ) . آل عمران / 102 .
( 2 ) . بقره / 255 .