تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
« اولئِكَ هُمُ الْفاسِقون » كه بعد مىآيد . درجهء بالاتر اين است كه انسان خودش را از گناهان صغيره هم حفظ و نگهدارى كند . بالاتر اينكه از مكروهات هم خود را نگهدارى كند ، يعنى طورى خودش را نگهدارى مىكند كه هيچ‌وقت مكروهى هم بجا نمىآورد . البته اين بدون تنظيم كردن زندگى به دست نمىآيد ؛ يعنى انسان طورى عمل مىكند كه هميشه هرچه عمل كند يا واجب است يا مستحب يا مباح ، و حتى مباح هم ممكن است نباشد ؛ كه علامه حلّى مىگويد من يازده سال با خواجه‌نصيرالدين طوسى زندگى كردم ، يك مباح از او نديدم . نه اينكه يك آدم دورىگزين از همه چيز بود ، بلكه آنچنان كارش را تنظيم كرده بود كه همهء كارها برايش يا واجب مىشد يا مستحب . اگر مىخوابيد آن خواب برايش مباح نبود ، حتماً مستحب بود ، چون در وقتى مىخوابيد كه به خواب نياز داشت . اگر غذا مىخورد ، آن غذا را وقتى مىخورد و آنچنان مىخورد كه آن غذا را بايد مىخورد ، خوردنش بر او واجب يا حداقل مستحب بود ؛ و لباس كه مىپوشيد و حرف كه مىزد [ همين‌طور . ] يك كلمهء حرفش حساب داشت . حرفى كه هيچ اثر نداشت نمىگفت . پس او حرف مباح نداشت ؛ حرفى كه مىگفت يا واجب بود يا مستحب . البته بالاتر از اين ، اين است كه انسان تقوا داشته باشد حتى از غير خدا ، تقوا داشته باشد از توجه به غير خدا ، تقوا داشته باشد از غفلت خدا . اينها همه مراتب تقواست . اين است كه در قرآن مراتب [ براى تقوا ] ذكر شده است .

عمل يا « پيش فرستاده » «

وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ » و بايد ( اين « ل » لام امر است و لام امر دلالت بر وجوب مىكند ؛ حال چگونه است كه اين جزء واجبات شمرده نشده ، خودش مطلبى است ) و واجب است و لازم است كه كسى ، نفسى در آنچه كه پيش مىفرستد دقت كند . در منطق قرآن هر عملى كه انسان مرتكب مىشود [ « پيش فرستاده » است . ] با اينكه در منطقِ ظاهرِ انسان عمل انسان به گذشته تعلق مىگيرد ، يعنى ما هركارى را كه امروز انجام مىدهيم ، به فردا كه مىرسيم ، كار ما به گذشته تعلق دارد ، يعنى خودمان مىگذريم ؛ كارى را اكنون انجام مىدهيم ، بعد كار ما منقضى و تمام مىشود ولى خود ما هستيم ؛ خود ما جلو مىآييم و كار ما عقب مىماند ؛ ولى قرآن برعكس ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 162 | مرتضى مطهرى