تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
روايات هست كه گاهى در خانهء خودشان با صداى بلند و با آهنگى چنان لطيف قرآن مىخواندند كه مردم كوچه كه مىآمدند عبور كنند آنجا مىايستادند و گاهى اين آهنگ آنقدر سقّاها « 1 » را جذب مىكرد كه با آن مشك سنگينى كه به دوششان بود همانطور مىايستادند كه بشنوند و استماع كنند . بيشتر احتمال مىدهند كه مقصود اين باشد كه ما قرآن را با عباراتى فصيح و ساده و روشن [ نازل كرديم ] « لِلذِّكْر » براى اينكه شما [ متذكر و متنبه بشويد . ] بعضى مثل مجمع‌البيان مىگويند [ للذكر ] يعنى « للحفظ » ، كه حفظ كنيد ، ضبط كنيد . و قرآن از كتابهايى است كه آمادگىاش براى حفظ شدن از هر كتاب ديگر بيشتر است . عجيب است ! شعر را مىشود حفظ كرد و قرآن شعر هم نيست ، نثر است . يك كتاب نثر در دنيا نمىتوان پيدا كرد كه بشود چهار صفحه‌اش را حفظ كرد و قرآن در اثر آن سلاست فوق‌العاده‌اى كه در عبارات و كلماتش هست [ اين خاصيت را دارد . ] وقتى كه كلمات ، خيلى سليس باشد [ زود حفظ مىشود . ] شما در خود شعرها مىتوانيد امتحان كنيد . شعرهاى سعدى را خيلى زود مىشود حفظ كرد براى اينكه كلمات آن سليس است يعنى هر كلمه‌اى نسبتاً در جاى خودش قرار گرفته است . بعد كه انسان حفظ كرد دير فراموش مىكند چون به معنى واقعى سلاست دارد . ولى انسان اگر بخواهد يك قصيدهء خاقانى را حفظ كند جانش درمىآيد ، با اينكه قصايد او هم خيلى فصيح و بليغ است ، ولى سلاست [ اشعار ] سعدى را ندارد . گرچه هر شعرى به دليل شعر بودن و آهنگين بودن قابل حفظ [ شدن ] است ، باز شعرها با هم تفاوت دارند . در ميان نثرها تنها كتاب نثرى در عالم كه قابل حفظ كردن است يعنى اصلًا ذهن آن را براى حفظ كردن مىپذيرد قرآن است . شما كتاب نثر ديگرى در عالم نمىتوانيد پيدا كنيد كه انسان بتواند عبارتهاى آن را حفظ كند ؛ و لهذا حفظ كردن قرآن مثل تلاوت كردن آن امر بسيار مطلوبى است و مخصوصاً بعد از آنكه انسان حفظ كرد نبايد بگذارد فراموش شود . شايد گناه هم داشته باشد كه انسان قرآن را حفظ كند و بعد اينقدر نخواند تا فراموش شود . افرادى كه حافظه‌شان ضعيف است لااقل اگر يك سوره دو سوره پنج سوره حفظ مىكنند نگذارند كه همان سوره‌ها
هامش
( 1 ) . آن وقت كه در مدينه لوله‌كشى نبوده ، بلكه آب جارى هم نبوده ، چاه بوده و سقّاها مىرفتند آب را از چاهها مىكشيدند و به خانه‌هاى مردم مىبردند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 726 | مرتضى مطهرى