تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
شده است . ] كشتى بالاى كوه كه تناسب ندارد ، كشتى را در قعر دريا بايد پيدا كنند نه بالاى كوه ؛ در آنجا پيدا شده كه اين جز با همين مطلبى كه در كتب مذهبى آمده است يعنى داستان نوح و كشتى كه آب آنقدر باشد كه روى آن كوه كوتاه را بگيرد به طورى كه كشتى روى كوه فرود بيايد [ سازگار نيست ؛ ] و حتى در روزنامه‌ها نوشتند كه شايد اين همان كشتى نوحى است كه مىگويند . آقاى طباطبايى در يكى از جلدهاى تفسير الميزان اين مطلب را [ نقل كرده‌اند . ] اتفاقاً ايشان مىگفت كه من وقتى داشتم تفسير آيات مربوط به حضرت نوح در سورهء هود را مىنوشتم ، به همين جا بر خورد كرده بودم كه روزنامه‌ها اين جريان را نوشتند ، همان جا آن را درج كردم . و ديگر در موضوعِ فرعون است كه دارد : « فَالْيَوْمَ نُنَجّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكونَ لِمَنْ خَلْفَكَ ايَةً » « 1 » ما بدنت را نجات مىدهيم براى اينكه آيتى باشد براى آيندگان ، كه بعد همان را پيدا كردند ، غير از آن موميايىهايى كه خودشان قبلًا موميايى كرده بودند . غرض اين كه آن فرعونِ هلاك شدهء موسى هم بدنش باقى است . بعد مىگويد : « فَكَيْفَ كانَ عَذابى وَنُذُرِ » . عرض كرديم روح اين سوره اين است كه انذارى و عذابى ؛ انذارى است ، اگر نپذيريد پشت سرش عذاب است . دو جمله است كه در اين سوره چند بار تكرار شده . يكى همين است : « فَكَيْفَ كانَ عَذابى وَنُذُرِ » چگونه بود عذاب من و انذارهاى من ؟ يعنى اين عذاب و انذار با يكديگر است . و يكى هم اين آيه : « وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ » . در اين سوره كه لحن آن خشونت‌بار است يك مرتبه اين جمله به صورت موعظه گفته مىشود ، يعنى آهنگ نرم مىشود ، دومرتبه خشن مىشود . يك آيه است كه چهار بار تكرار شده است . « فَكَيْفَ كانَ عَذابى وَ نُذُرِ » رابطهء عذاب و انذار را چگونه ديدى ؟ آيا چنين اصلى نيست كه اگر انذار الهى ، تبشير الهى ، دعوت الهى ، اتمام حجت الهى بيايد و بعد ناديده گرفته و كفران بشود عذاب هست ؟ چگونه ديديد ؟ اين امر هست . تا اينجا مربوط به گذشته بود .
هامش
( 1 ) . يونس / 92 .