تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
فراموش شود چون بعضى حرام و گناه مىدانند كه انسان قرآن را حفظ كند و بعد بگذارد فراموش شود . « وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْانَ » بنا بر بعضى از تفسيرها يعنى ما قرآن را سهل و ساده [ كرديم . ] اين « سهل » به همان معناست كه امروز مىگويند « سهل و ممتنع » يعنى از نظر عبارت اينقدر ساده است كه انسان آن را در نهايت نرمى مىبيند ولى در عين حال ممتنع است و مثلش را نمىشود ايجاد كرد . همين تعبيرى كه راجع به سعدى مىگويند ، كاملترش دربارهء قرآن [ صادق ] است . ما اين را با عباراتى به غايت سهل و ساده و شيرين و فصيح و بليغ بيان كرديم ، براى چه ؟ « لِلذِّكْر » كه مردم بتوانند آن را به ذهن بسپارند . معنى ديگر « ذكر » در اينجا نه اين است كه به ذهن بسپارند ، [ بلكه ] براى اينكه متذكر و متنبه بشوند . ما قرآن را اينچنين سهل و ساده و فصيح و بليغ قرار داديم براى اينكه بهتر خدا را به ياد مردم بياورد و بهتر مردم را متنبه كند .

آهنگ‌پذيرى قرآن

عرض كردم كه قرآن بقاى خودش را مديون سه جهت است : يكى اينكه مطالبش زبان فطرت انسان است ؛ دوم اينكه با عباراتى فصيح و بليغ بيان شده ؛ و سوم اينكه به نحوى آهنگ به آن داده شده كه قابل تلاوت آهنگين است . در مشهد آن اوايلى كه ما طلبه بوديم مردى بود به نام سيد محمد عرب كه قرآن مىخواند و معروف بود . وقتى ما او را ديديم پيرمرد بود . قارى درجهء اول بود و شايد نظيرش در هيچ جا پيدا نمىشد . اوّلًا كه فنون تجويد را در حدّ اعلا مىدانست و ثانياً قرآن را با آهنگهاى مختلف مىخواند . « حافظيان » كه الآن در مشهد است شايد تنها وارث مرحوم آقا سيد محمد است كه انواع قرائتهاى او را بلد است . ( « حافظيان » معروف كه شاگرد مرحوم آقا شيخ حسنعلى اصفهانى بوده و دعا مىدهد ، برادر بزرگتر اوست . ) وى شاگرد همين مرحوم آقا سيد محمد و قارى مسجد گوهرشاد بود و طلبه‌ها مىرفتند در يكى از غرفه‌هاى همان مسجد ( كنار كفشدارى ) و قرائت قرآن ياد مىگرفتند . ( ما آن وقت بچه بوديم و درواقع براى تماشاى ديگران مىرفتيم . ) او الآن هم هست . عبدالباسط هم كه واقعاً اعجاز مىكند . او مخصوصاً اين جهت را خيلى خوب درك مىكند كه هر آيه‌اى را به چه آهنگى متناسب با خودش مىتواند بخواند . مثلًا