منظور از آسان كردن قرآن «
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
» ما قرآن را سهل و ساده كرديم براى تذكّر ، براى تنبّه ، آيا هست متنبّهى ؟ راجع به مضمون اين آيه و معناى اينكه ما قرآن را ساده كرديم براى ذكر و تذكّر و تنبّه ، مفسرين در دو كلمهاش بحث كردهاند . يكى اينكه ما قرآن را ساده كردهايم ، ميسّر كردهايم ، آسان كردهايم ، مقصود از « آسان كردهايم » چيست ؟ بعضى مىگويند مقصود اين است كه چون خود قرآن حقيقتى است ما فوق عالم مادى ، ما آن را به صورت لفظ و عبارت نازل كردهايم . البته اين فىحدّ ذاته درست است و مانعى ندارد كه اين آيه لااقل شامل اين هم باشد . برخى ديگر مىگويند نه ، خيلى كتابهاى آسمانى ديگر هم به صورت لفظ درآمدهاند ولى قرآن به « لسانٍ عربىٍّ مبين » [ نازل شده است ] كه حتى « عربى » هم يعنى واضح و روشن ، يعنى به بيانى بسيار ساده و روشن ( روشن به معناى فصيح و بليغ و جذّاب ) . ما قرآن را مخصوصاً با عباراتى اينچنين زيبا و لطيف براى مردم فرود آوردهايم زيرا مردم به اين وسيله بهتر متذكّر مىشوند ، چون شك ندارد كه يك مطلب اگر با بيان فصيح و بليغ گفته شود اثرش خيلى بيشتر است تا با بيان الكن . هر دو ، مقصود را مىفهمانند ولى آن نفوذ مىدهد در قلب در صورتى كه بيانِ غيرفصيح نمىتواند نفوذ بدهد .
كما اينكه خودِ با آهنگ متناسب بيانكردن ، باز اثرى فوق اثر دارد و اگر يك مطلب با زبان فصيح باشد و با آهنگ متناسب با خودش هم قرائت شود اثرش مضاعف مىشود . حال اگر خود مطلب هم با قلب انسان پيوند و اتصالى داشته باشد يعنى زبان فطرت انسان باشد اين ديگر نورٌ عَلى نورٍ عَلى نور خواهد شد .
قرآن چنين است . اصلًا قرآن بقاى خودش را مديون همين سه جهت است :
مطلبش زبان فطرت بشر است ، با عباراتى در نهايت فصاحت و بلاغت بيان شده ، و دستور اكيد صادر شده كه قرآن را با قرائت و آهنگ لطيف بخوانيد ، كه حتى در تعبيرات احاديث ما كلمهء « غنا » دارد : « تَغَنَّوْا بِالْقُرْآنِ » « 1 » يعنى قرآن را ساده نخوانيد ، با آهنگ بخوانيد . اين با آهنگ خواندن ، دستورى است كه از پيغمبر اكرم و ائمهء اطهار رسيده و آنها بر اين اساس عمل مىكردند . خود ائمهء اطهار قرآن را با لحن و آهنگ خوش مىخواندند . هم دربارهء امام سجّاد عليه السلام و هم دربارهء امام باقر عليه السلام اين
هامش
( 1 ) . مقدمهء مجمعالبيان ، صفحهء 16 ، الفن السابع .