است فوقالعاده با ارزش ، نعمتى است كه حيات معنوى جاودانى انسان بستگى به آن دارد . اگر كفرى در اين زمينهها رخ بدهد عقوبتى كه انسان به آن دچار مىشود صد درجه شديدتر است . تعبيرى مىكنند ، تعبير درستى است ، مىگويند خداوند غيور است . پيغمبر اكرم دربارهء سعد بن عُبادهء خزرجى فرمود : « انَّ سَعْداً لَغَيورٌ » سعد آدم غيورى است « وَ انَا اغْيَرُ مِنْ سَعْد » و من از او غيورترم « وَاللَّهُ اغْيَرُ مِنّى » « 1 » . سعد كه غيور بود غيرت او غيرت ناموسى به معنى ناموس انسانى يعنى نسبت به همسر خودش بود . در داستانى بود كه [ آيه نازل شد كه ] اگر كسى بيايد شهادت بدهد به اينكه زنش زناكرده است تنها شهادت او كافى نيست و شاهد ديگرى بايد باشد .
گفت : يا رَسولَ اللَّه ! اگر ما ديديم زنمان زنا مىكند برويم شاهد بياوريم ؟ من كه تاب تحمل چنين چيزى را ندارم . پيغمبر فرمود : حكم الهى اين است ؛ در عين حال فرمود :
سعد آدم غيورى است . بعد فرمود : من از او غيورترم . غيرت پيغمبر در مقابل نواميسى است كه خود پيغمبر دارد . نواميس پيغمبر همان احكام الهى است . خدا كه از پيغمبر غيورتر است در مقابل نواميس عامّ عالم است ، نواميس خلقت به طور كلّى كه شامل شريعت هم مىشود ؛ يعنى قوانين و اصول خلقت كه خداى متعال قرار داده بايد محترم باشد . اگر انسان بر ضد نواميسى كه خدا قرار داده عمل كند هتك ناموس الهى كرده است . وقتى انسان هتك ناموس الهى بكند ، چنانكه هر غيورى وقتى كه ناموسش هتك مىشود عكسالعمل شديد نشان مىدهد خدا هم عكسالعمل شديد نشان مىدهد . اين مقدمه را دانستيم .
ناسپاسى در مقابل نعمت « هدايت »
اگر براى كسى وسائل هدايت و در واقع وسائل حيات جاودانى فراهم بشود و او اين نعمت را حقناشناسى و ناسپاسى كند ، خودخواهى و خودپرستى و جاه و مقام و امثال اينها مانع بشود كه [ از آن بهره ببرد و ] حقيقت كه اينچنين به او رو آورده [ و ] دستش را به طرف او دراز كرده و مىخواهد او را براى هميشه نجات بدهد و حيات ابدى به وى بدهد ، او به جاى اينكه دستِ حقيقت را بفشارد شمشيرش را بالا ببرد و اين دست را قطع كند كه تو چرا آمدهاى به سوى من ، قطعاً اينچنين هتك ناموس
هامش
( 1 ) . جامع السعادات ، ج 1 / ص 265 .