همهء اين سوره يك روح دارد كه عرض مىكنم . حتى در اين سوره چند داستان آمده ولى صورتى كه اين داستانها در اين سوره دارند با صورتى كه همين داستانها در سورههاى ديگر قرآن دارند فرق مىكند يعنى در آن جاها به جزئيات هم تا حدى پرداخته شده و در اينجا قطعههاى مختصرى آورده شده تا حدى كه به آن روح كمك كند .
انواع نعمتها
حال روح اين سوره چيست ؟ روح اين سوره مطلبى است كه كلىِ آن در قرآن به اين صورت بيان شده : « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَازيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ انَّ عَذابى لَشَديدٌ » « 1 » . اگر بشر در مقابل نعمتها و انعامهاى الهى حالت سپاسگزارى و حقشناسى و قدردانى داشته باشد ، سنّت الهى بر اين است كه آن نعمتها و انعامها را افزايش بدهد ، و اگر به جاى آنكه عكسالعمل سپاسگزارانه داشته باشد و قدرشناس و حق شناس آن نعمتها باشد « 2 » كفران و ناسپاسى و قدرناشناسى و حقناشناسى كند نه تنها موجب زوال آن نعمت است بلكه موجب پيدايش يك نقمت هم به جاى آن هست . آن شعر مىگويد :
شكر نعمت ، نعمتت افزون كند * كفرِ نعمت « 3 » از كفت بيرون كند
ولى قرآن بالاتر از اين را مىگويد ؛ نمىگويد كفرِ نعمت فقط از كفت بيرون كند ، مىگويد كفر نعمت ، نعمت را از كفت بيرون كند و به جاى آن يك نقمت بياورد . اين يك اصل كلّى است كه در زندگى انسان ، چه زندگى فردى چه زندگى اجتماعى ، دنيوى و اخروى جارى است .
نعمتها متفاوت است . قهراً وقتى كه نعمتها متفاوت باشد شكرها و كفرنعمتها متفاوت مىشود و عكسالعملهاى الهى يعنى افزون كردن در يك جا و زايل كردن نعمت و بالاتر نقمت به جاى آن آوردن هم متفاوت مىشود ، تا نعمت چگونه نعمتى باشد . يك وقت خدا به انسان نعمت سلامتى بدن داده ، نعمت وسعت رزق داده ؛ همهء اينها نعمت است و اقتضاى شكر و سپاس دارد . ولى يك وقت نعمت الهى نعمتى
هامش
( 1 ) . ابراهيم / 7 .
( 2 ) . قدر شناسى يك نعمت نه صِرف اين است كه بگويد « الهى شكر » ، [ بلكه همچنين بايد ] از آن نعمت آن استفاده و بهرهاى كه بايد ، ببرد . اصلًا شكر معنايش اين است ، تقدير است ، مىگويند استعمال نعمت است در آنچه كه نعمت براى آن آفريده شده .
( 3 ) . يا : كفر ، نعمت .