رسيده است . چون سوره در مكه نازل شده اين [ آيه ناظر ] به كفار قريش است كه عذاب الهى به شما هم قطعاً خواهد رسيد ، و در اينجا از جنگ بدر خبر مىدهد ، و در خود آياتِ جنگ بدر هم هست كه اساساً جنگ بدر امرى بود غير قابل پيشبينى براى كفار . اگرچه پيغمبر اكرم اين تعبير را در يك جاى ديگر فرموده ولى در اينجا هم صادق است ، فرمود : مكه پارههاى جگر خودش را بيرون فرستاده ؛ يعنى آن عزيزهاى مكه بيرون آمدند . رؤساى قريش واقعاً هم ، طبقهاى بودند كه وضعشان با ساير اعراب جاهليت فرق مىكرد ؛ وضع اشرافى داشتند . مكه تقسيم مىشد به دو طبقهء به اصطلاح بردگان و زيردستان و طبقهاى كه مَلَأ قريش بودند كه اينها در اعالى مكه بودند و آنها در ادانى مكه ، جاهايشان هم با همديگر فرق مىكرد . در جنگ بدر اين عزيزهاى مكه و به اصطلاح پارههاى جگر مكه بيرون آمده بودند با تجهيزاتى كه باورشان نمىآمد كه چنين سرنوشتى پيدا كنند براى اينكه مسلمين در مدينه فوقالعاده ضعيف بودند ، عِدّه و عُدّهشان كم بود ، تجهيزات جنگى نداشتند و وضع اقتصادىشان خيلى بد بود كه همهء مورخين نوشتهاند كه اين سيصد و سيزده نفرى كه در جنگ بدر شركت كردند به قدر كافى زره نداشتند و حتى زرهشان خيلى كم بود يعنى اگر جمعيت يك جا با همديگر روبرو مىشدند اينها مجبور بودند كه بىزره به جنگ بروند . شايد سيصد و سيزده شمشير در آنجا وجود نداشت ولى آنها كه با هزار نفر آمده بودند چنان مسلّح و مجهّز بودند كه غير قابل توصيف بود و گويى همان سران قريش كه در اين سيزده سال با پيغمبر اكرم اينچنين مبارزه كردند ، همينها كه ديگران به تبع اينها آمدند و اصلْ اينها بودند ، آمده بودند براى اينكه اينجا به خاك هلاكت بيفتند و برگردند . در « بدر » هفتاد نفر از سران قريش به دست مسلمين كشته شدند و بقيه فرار كردند . قرآن اين را از نظر عوامل معنوى ، حتى قبل از جنگ بدر هم مرتب خبر مىدهد كه چنين سرنوشتى در همين دنيا خواهد بود و بعد هم مكرر تكرار مىكند : مردمى كه با پيغمبرشان آنچنان رفتار كنند چنين سرنوشتى خواهند داشت .
عرض كردم قرآن [ در اين سوره ] بر اين قصهها مرور مىكند ، چون فقط مىخواهد اجمالًا بگويد كه پيغمبرى آمد ، [ مردمى ] تكذيب كردند و بعد از تكذيب چنين سرنوشتى پيدا كردند ؛ ولى همين طور با آيات كوتاه كوتاه و با لحن خيلى سريع و تند و خشونتبار : « كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نوحٍ » پيش از اينها قوم نوح هم مانند
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 719
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧١٩