تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢

يك نمونه

مثلًا يك حيوان پستاندار ، انسان يا غير انسان ، يك زن آبستن مىشود ، كم كم بچه در رحم او رشد مىكند . اولًا قبل از اينكه اين زن به دنيا بيايد با او دستگاهى به نام « پستان » ساخته شده كه با پستان مرد فرق مىكند . ماه‌هاى آخر حملش كه مىشود تدريجاً اين پستان بزرگ مىشود و شير در آن پيدا مىشود به طورى كه آن روزهاى آخرى كه اين بچه دارد به دنيا مىآيد اين پستان پر از شير و پر از مايعى است كه از نظر علمى مفيدترين غذا براى آن كودكى است كه از رحم به دنيا مىآيد . ما دو جور مىتوانيم روى اين [ مطلب ] فكر كنيم ؛ يكى اينكه بگوييم تصادفاً اين زن وقتى مىخواست از مادرش متولد بشود دختر شد ، و تصادفاً در هر دخترى دستگاه شيرسازى و شيردهى به نام « پستان » و جهازاتى كه شير را مىسازد به وجود آمد . اين پستان هم شير نمىكند ولى همين قدر كه بچه در رحم پيدا شد و بزرگ و بزرگتر شد ، مقارن ايامى كه مىخواهد به دنيا بيايد تصادفاً بدون اينكه ارتباطى ميان اينها باشد پرشير مىشود . اين يك جور طرز تفكر است كه هيچ عاقلى نمىتواند چنين احتمالى بدهد . يكى ديگر اين است كه خير ، در آن طرح اصلى خلقت همهء اينها طرحريزى شده ؛ يعنى ميان پيدايش يك بچه در رحم و فعاليت كردن دستگاه پستان در وجود اين زن ارتباط مستقيمى برقرار است ؛ ايندو با اينكه به ظاهر با يكديگر بىارتباط هستند ، در متن واقع براى يكديگر خلق شده‌اند . اگر در متن خلقت قرار نبود بچه‌اى در رحم اين زن خلق بشود دستگاه پستان هم خلق نمىشد ، و اگر دستگاه پستان در اين جنس خلق نمىشد اساساً بچه‌اى خلق نمىشد ، ايندو با يكديگر ارتباط دارند . افراد استثنائى ، همان استثنائى بودنشان خودش دليل است . وقتى شما از يك متخصص بپرسيد چرا فلان زن آبستن نمىشود ، مىگويد اين علت خاصى دارد ، يعنى يك بيمارى است ، عاملى آمده و خلقت و طبيعت را از مسير اصلى خودش منحرف كرده . پس مسير اصلى اين است كه [ اين توانايى را ] داشته باشد . هميشه يك عامل خارجى سبب مىشود كه بيمارى پيدا شود . پس اينجا ما دو طرز تفكر داريم ؛ يكى اينكه ميان بچه و شير پستان هيچ ارتباطى قائل نباشيم ، و ديگر اينكه ميان ايندو ارتباط قائل باشيم ، يعنى بگوييم آن نيرويى كه بچه را خلق مىكند همان نيروست كه دستگاه پستان را در جنس مادهء پستاندار قرار داده است .