در اينجا كلمهء « وراء » را به معنى « پشت سر » هم بگيريم درست است و به معنى « جلوى رو » هم بگيريم درست است . اگر بگوييم جهنم از پشت سر آنهاست ، به اعتبار خود اينهاست ، يعنى به اعتبار فكر اينهاست ، يعنى چون اين افكارِ قيامت و بهشت و اين حرفها را پشت سر خودشان انداختهاند و براى اينها يك فكر پشت سر انداختنى بوده ، مىگويد آن چيزهايى كه پشت سر انداختهايد وجود دارد ؛ و اگر « وراء » به معنى « جلو » باشد - كه ظاهر اين است كه همين دومى اينجا درست است - آن به اعتبار خود حقيقت است : درست است كه اينها خيال مىكنند كه اينها را پشت سر انداختهاند و از اين حرفها گذشتهاند اما واقعيت در جلوى رويشان هست ، يعنى اينها همين طور كه دارند مىروند توجه ندارند كه به سوى جهنم دارند مىروند و جهنم در جلويشان قرار گرفته است .
« وَ لايُغْنى عَنْهُمْ ما كَسَبوا شَيْئاً » . معلوم مىشود همهء مخالفتهاى اينها با قرآن سر پول و مال دنيا بوده . اين سرمايهها و ثروتهايى كه اينها در دنيا به دست آوردهاند و همينها بت واقعى اينها شده است كه با قرآن مبارزه مىكنند [ آنجا يك ذره به دردشان نمىخورد . ]
غرور و توهم مستكبران
عرض كرديم كه اين سوره از سور مكيه است و در مكه نازل شده است . در مكه آنهايى كه با قرآن طرف بودند و آيات قرآن ناظر به آنهاست و شأن نزول آيات قرآن متوجه آنهاست اشراف مكه بودند . بر عكسِ مؤمنين و مسلمين كه بيشتر يا همهشان از طبقهء مستضعف بودند ، مخالفين از طبقهء اشراف و مستكبرين و ملأ مكه بودند كه قرآن اين تعبيرات را دربارهء آنها ذكر كرده است . بيشتر آيات ربا هم در مكه نازل شد ؛ و اينها نزول قرآن را خطر بزرگى براى كيان و هستى و زندگى و وضع خودشان مىديدند و [ به اين مطلب ] تصريح هم مىكردند . بت واقعى اينها پولها و ثروتها و سرمايههاشان بود و تكيهء اينها هم بيشتر روى همين بود ، و حتى مفسرين نقل كردهاند - و از خود آيات قرآن كاملًا اين مطلب استنباط مىشود ، اين توهم و غرور كه براى خيلى افراد پيدا مىشود - اينها پولها را كه جمع مىكردند ، مىگفتند اين پولها