نعمتهاى اخروى هر دو تجسم اعمال انسان در دنياست . آن كسى كه كارش در دنيا اهانت كردن و خوار كردن چيزى است كه استحقاق چنين خوارى را ندارد ، نوع عذابى كه در آخرت گرفتار آن مىشود عذابى است كه تنها درد نيست ، اهانت هم در آن وجود دارد .
كلمهء « وراء » «
مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ » . كلمهء « وراء » بيشتر به معنى « پشت سر » به كار برده مىشود ولى اختصاص به آن ندارد ، در مورد جلو و رو هم گفته مىشود . در سورهء مباركهء كهف در داستان موسى و عبد صالح ( خضر ) آنجا كه خضر كشتى را سوراخ كرد و مورد اعتراض موسى قرار گرفت ، با اينكه خضر شرط كرده بود كه تو بايد در مقابل من تسليم باشى و به هيچ وجه اعتراض نداشته باشى اما موسى تاب نياورد چون مىديد به اصطلاح شريعت دارد شكسته مىشود ، قانون دارد نقض مىشود ، با اينكه قول داده بود حرف نزند معذلك اعتراض كرد ، آخر كار كه قرار شد از يكديگر جدا بشوند خضر گفت حالا كه از همديگر جدا مىشويم من راز كارهاى خودم را به تو مىگويم تا بر تو روشن بشود كه من بىجهت كارى نكردم ، من چيزى را مىدانستم كه تو نمىدانستى : « امَّا السَّفينَةُ فَكانَتْ لِمَساكينَ يَعْمَلونَ فِى الْبَحْرِ فَارَدْتُ انْ اعيبَها وَ كانَ وَرائَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفينةٍ غَصْباً » « 1 » اين كشتى ( البته شايد چيزى نظير بلم بوده چون در آن زمان كشتيهاى بزرگ وجود نداشته ) مال يك عده مردم فقير است كه در دريا كارگرند و من اطلاع داشتم كه در جلوى روى اينها ، در مسير اينها ، در ساحلى كه اين كشتى پهلو مىگيرد ، زورمندى ، ملِكى هست كه كشتيها را يك يك غصب مىكند . من خواستم اين كشتى را معيوب كنم كه بعد به عذر اين عيب آن را نگيرند ، مثل آدمهايى كه خودشان را معيوب نشان مىدهند كه آنها را به سربازى نبرند . براى اينكه او غصب نكند من اين كار را كردم . غرضم اين جهت است : « وَ كانَ وَرائَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصْباً » . « وراء » در آنجا يعنى « جلو » . مسلّم آنجا مقصود « پشت سر » نيست . ادباى مفسرين مثل كشّاف و طبرسى در مجمعالبيان تصريح كردهاند كه كلمهء « وراء » به هر دو مورد اطلاق مىشود .
هامش
( 1 )
. كهف / 79 .