تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
لَمْ يَسْمَعْها » در حالى كه مستكبر است و تكبر مىورزد . در جلسهء پيش عرض كرديم بالاترين و شنيع‌ترين تكبرها تكبر بر خداست . مقصود از « تكبر بر خدا » تكبر بر حقيقت است ؛ يعنى انسان وقتى حقيقتى را به او عرضه بدارند كسر شأن خودش بداند كه آن را قبول كند . اين را مىگويند تكبر بر خدا . وقتى كه انسان يك چيزى را حق ببيند و بعد زورش بيايد حق را قبول كند و كسر شأن خودش بداند كه اين حق را بپذيرد و تكبر كند بر قبول حق ، اين را مىگويند « استكبار بر خدا » . قرآن مىخواهد بگويد اين حس مىكند كه حقيقت است اما آن تكبرش و آن خودخواهى و خودپرستى و خودپسندىاش به او اجازه نمىدهد كه قبول كند ، در حالى كه مستكبر است پشت مىكند ، اعراض مىكند ؛ و قرآن يك كلمهء ديگر هم اضافه مىكند ، نمىفرمايد : « ثُمَّ يَسْتَكْبِرُ » مىفرمايد : « ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً » در استكبار خودش اصرار مىورزد .

اصرار بر گناه صغيره

تأكيد و تكرار را مىگويند « اصرار » . شنيده‌ايد مىگويند « گناه كبيره » ؛ مىگويند چيزى كه يك نفر عادل به موجب آن از عدالت خارج مىشود و فاسق مىگردد ، يكى ارتكاب كبيره است و ديگر اصرار بر صغيره ؛ يعنى يك گناه ممكن است گناه كبيره نباشد ولى اين گناه را هى تكرار مىكند ، در اثر تكرار ، يك گناه صغيره حكم يك گناه كبيره را پيدا مىكند . لهذا مىگويند : « لا صغيرةَ مَعَ الْاصْرار » يعنى هر گناه صغيره هم اگر اصرار روى آن واقع شد و تأكيد و تكرار گرديد ديگر نبايد آن را صغيره بشماريد ، بايد كبيره بشماريد ، چرا ؟ علتش روشن است : هر گناهى يك مقدار روى قلب انسان و روى روح انسان اثر مىگذارد و روح انسان را قسى و فاسد مىكند . گناه صغيره يك ذره اثر مىگذارد نه زياد ، ولى « يك ذره » اگر تكرار شد مىشود دو ذره و ده ذره و صد ذره ، بعد اثرش برابر مىشود با يك گناه كبيره . حال اگر اصرار بر كبيره باشد چطور ؟ آن هم كبيره‌اى كه از اكبر كبائر باشد . آن ديگر اثرش مسخ شدن روح انسان است ، يعنى روح انسان آن فطرت انسانى خودش را به كلى از دست مىدهد . يك وقت انسان در يك مورد بالخصوص استكبار مىورزد ، يعنى حقيقت بر او عرضه مىشود ، خودش حس مىكند كه حقيقت است ولى پوزش را بالا مىكند و مىگويد اين جور نيست . يك بار است ؛ بعد ممكن است توجه كند و